X
تبلیغات
معرفت نفس

معرفت نفس
علامه حسن زاده آملی و استاد صمدی آملی 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
طراح قالب
ربيع حاجب مى گويد: روزى طبيبي هندى در مجلس منصور كتاب طب مى خواند، در حالى كه امام صادق عليه السّلام در آنجا حضور داشت.
چون از قرائت مسائل طب فراغت يافت، به امام ششم عليه السّلام گفت: دوست دارى از دانش خود به تو بياموزم؟ حضرت فرمود: نه، زيرا آنچه من مى دانم از دانش تو بهتر است.
طبيب پرسيد: تو از طب چه مى دانى؟
فرمود: من حرارت را با سردى، و سردى را با گرمى، رطوبت را با خشكى، و خشكى را با رطوبت درمان مى كنم، و مسأله تندرستى را به خدا وامى گذارم و براى تندرستى دستور پيامبر را به كار
مى برم كه فرمود: «شكم خانه درد است، و پرهيز درمان هر دردى است، و تن را به آنچه خوى گرفته بايد عادت داد».
طبيب گفت: طب جز اين چيزى نيست.
امام گفت: مى پندارى كه من اين دستورها را از كتاب هاى بهداشتى ياد گرفته ام؟ گفت: آرى،
امام فرمود: من اين‌ها را از خدا فرا گرفته ام. تو بگو من از جهت بهداشت داناترم يا تو؟
طبيب گفت: البته من.
امام عليه السّلام فرمود: اگر اين چنين است من از تو سؤالاتى مى پرسم، تو پاسخ بده.
گفت: بپرس.
امام صادق (ع) سئوالات زير را از طبيب هندي پرسيدند:
چرا جمجمهٔ سر چند قطعه است؟
چرا موى سر بالاى آن است؟
چرا پيشانى مو ندارد؟
چرا در پيشانى خطوط و چين وجود دارد؟
چرا ابرو بالاى چشم است؟
چرا دو چشم مانند بادام است؟
چرا بينى ميان چشم هاست؟
چرا سوراخ بينى در زير آن است؟
چرا لب و سبيل بالاى دهان است؟
چرا مردان ريش دارند؟
چرا دندان پيشين، تيزتر و دندان آسياب، پهن و دندان بادام شكن بلند است؟
چرا كف دست‌ها مو ندارد؟
چرا ناخن و مو جان ندارند؟
چرا قلب مانند صنوبر است؟
چرا شُش دو تكه است و در جاى خود حركت مي‌كند؟
چرا كبد (جگر) خميده است؟
چرا كليه مثل دانه لوبياست؟
چرا دو زانو به طرف پشت خم و تا مى گردند؟
چرا گام هاى پا ميان تهى است؟

طبيب هندي در پاسخ به تمامي سئوالات بالا گفت: نمي‌دانم.
امام فرمود: من علّت اينها را مى دانم. طبيب گفت: بيان كن.
امام فرمود:
*جمجمه به دليل اينكه ميان تهى است، از چند قطعه آفريده شده است و اگر قطعه قطعه نبود، ويران مى شد، لذا چون چند قطعه است، ديرتر مى شكند.
*موى در قسمت بالاي سر است، چون از ريشهٔ آن روغن به مغز مى رسد و از سر موها كه سوراخ است، بخارات بيرون مى رود و سرما و گرمايى كه به مغز وارد مى شود، دفع مي‌شود.
*پيشانى مو ندارد، براى آنكه روشنايى به چشم برسد.
*خط و چين پيشاني نيز عرقي را از سر مي‌ريزد، نگه مي‌دارد تا وارد چشم‌ها نشود و انسان بتواند آن را پاك كند، مانند رودخانه‌ها كه آب‌هاي روى زمين را نگهدارى مى كنند.
ابروها بالاى دو چشم قرار دارند تا نور به اندازهٔ كافي به آنها برسد. اى طبيب، نمى بينى وقتي شدت نور زياد است، دست خود را بالاى چشم‌ها مي‌گيري تا روشنى به مقدار كافي به چشم هايت برسد و از زيادى آن پيشگيرى كند؟ !
*بينى بين دو چشم قرار دارد تا روشنايى را بين آنها به طور مساوي تقسيم كند.
*چشم‌ها شكل بادام هستند تا ميل دوا در آن فرو برود و بيرون آيد. اگر چشم چهار گوش يا گرد بود، ميل در آن به درستي وارد نمى شد و دوا به همه جاي آن نمى رسيد و بيماري چشم درمان نمى شد.
*خداوند سوارخ بينى را در زير آن آفريد تا فضولات مغز از آن پايين بيايد و بو از آن بالا رود. اگر سوراخ بيني در بالا بود، نه فضولات از آن پايين مى آمد و نه بوي چيزي را در مى يافت.
*سبيل و لب را بالاى دهان آفريد، تا فضولاتى را كه از مغز پايين مي‌آيد نگه دارد و خوراك و آشاميدنى به آن آلوده نگردد و آدمى بتواند آنها را از پاك كند.
*براى مردان محاسن (ريش) را آفريد تا نيازي به كشف عورت (پوشاندن سر) نداشته باشند و مرد و زن از يكديگر مشخص شوند.
*دندان هاى پيشين را تيز آفريد تا گزيدن آسان گردد، و دندان هاى آسياب را براى خرد كردن غذا پهن آفريد، و دندان نيش را بلند آفريد تا دندان هاى آسياب را مانند ستونى كه در بنا به كار مى رود، استوار كند.
*دو كف دست را بى مو آفريد تا سودن به آنها واقع گردد. اگر كف دست مو داشت، وقتي انسان به چيزي دست مي‌كشيد به خوبي آن را حس نمي‌كرد.
*مو و ناخن را بى جان آفريد، چون بلند شدن آنها زشت و كوتاه كردن آنها زيباست. اگر جان داشتند، بريدن آنها همراه با درد زيادي بود.
*قلب را مانند صنوبر ساخت، چون وارونه است. سر آن را باريك قرار داد تا در ريه‌ها در آيد و از باد زدن ريه خنك شود. *كبد را خميده آفريد تا شكم را سنگين كند و آن را فشار دهد تا بخارهاى آن بيرون رود.
*كليه را مانند دانه لوبيا ساخت، زيرا منى قطره قطره در آن مى ريزد و از آن بيرون مى رود. اگر كليه چهار گوش يا گِرد بود، اولين قطره مى ماند تا قطره دوم در آن بريزد و آدمى از انزال لذت نمى برد. زماني كه منى از محل خود كه در فقرات پشت است، به كليه مي‌ريزد، كليه چون كرم بسته و باز مى شود و كم كم مني را به مثانه مى رساند.
*خم شدن زانو را به طرف عقب قرار داد، تا انسان به جهت پيش روى خود راه رود، و به همين علت حركات وى ميانه است، و اگر چنين نبود در راه رفتن مى افتاد.
*پا را از سمت زير و دو سوى آن، ميان باريك ساخت، براى آنكه اگر همه پا بر روي زمين قرار مي‌گرفت، مانند سنگ آسياب سنگين مى شد. سنگ آسياب چون بر سر گردى خود باشد، كودكى آن را بر مى گرداند و هر گاه بر روى زمين بيفتد، مردي قوي به سختى مى تواند آن را بلند كند.
آن طبيب هندى گفت: اين‌ها را از كجا آموخته اى؟ فرمود: از پدرانم و ايشان از پيامبر و او از جبرئيل، امين وحى و او از پروردگار كه مصالح همه اجسام را داند. طبيب در آن وقت مسلمان شد و گفت: تو داناترين مردم روزگارى.
راستى چه شگفت انگيز است كه حضرت صادق عليه السّلام بدون در دست داشتن ابزار امروزى كه وسيله شناخت درون و برون انسانند، در گوشه اي از شهر مدينه براى يك طبيب هندى شگفتي هاى خلقت انسان را با دلايل محكم بيان مى فرمايد.

پی نوشت:
طعام اسرار

منبع:حج

[ 93/01/23 ] [ 7:56 ] [ رشیدی ]

سخنرانی حجت الاسلام معتمدی را بخوانید:

* یکی از چیزهائی که به من و شما کمک می کند که جلو برویم، به قول دانشگاهی ها، کاری که ضریب می زند به اعمال ما، یعنی یک عدد کوچک یک ضریب ده به آن می زند، شناخت و معرفت است که اگر آدم پیدا بکند، خیلی فرق می کند.

* حضرت آیت الله حسن زاده گفتند رفتم نزد استادم، حالا ظاهرا حضرت آیت الله طباطبائی بود، گفتم، یک ذکری به ما بدهید که ما ذکر بگوئیم و با آن رشد کنیم، ایشان اول گفتند: من اهل ذکر دادن نیستم، خیلی اصرار کردیم و بعد از چند مدتی گفتند: عیبی ندارد، یک ذکر به تو می دهم، حالا ظاهرا ذکر « لااله إلّا الله » بوده و با توضیحاتی که دادند، گفتند این ذکر لااله الا الله را اینگونه بگویید، در حال خروج از مجلس بودم که گفتند بیا اینجا، برگشتم، گفتند: تو می خواهی بگوئی لا اله الا الله؛ کدام الله را می خواهی ذکرش را بگویی؟ بگو ببینم شناختت از الله چگونه است؟ مهم است، این مهم نیست که ما یک میلیون لااله الا الله بگوئیم، این مهم است که ما آن الله را ذکرش را بگوییم که درست باشد، گفتم: آن الله که با همه موجودات هست ولی از همه جداست. گفتند: احسنت، برو ذکرت را بگو.

* شناخت در عبادت تأثیر می گذارد، اینطور نیست که دین از من و شما بخواهد چند کیلو نماز بخوانیم، چند کیلو روزه بگیریم، چند کیلو سینه بزنیم، بلکه از ما می خواهد « أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا » نه أکثر عملا، کیفیت عمل را بالا ببرید، عمقش را زیاد بکنید، بردش را زیاد کنید، ارزش عمل را زیاد کنید تا رشدمان بدهد.

* چرا تازه مسلمان ها یکدفعه پرواز می کنند؟ چون شناختشان درست است، فهمشان درست است.

* نگاه کردن به عالِم عبادت است، می گویند تو می خواهی رشد کنی برو عالِم را نگاه کن. آنوقت می گویند نه فقط نگاه کردن به خودش برو در خانه اش را نگاه کن. رشد می کنی. یک عالِم از هفتاد عابد شب زنده دار جاهل بهتر است. قلم مرکب عالم، از خون شهیدی که اینقدر ارزش دارد بالاتر است.

* امام صادق علیه السلام می فرمایند وقتی بنده به نماز می ایستد وقتی می خواهد تکبیر بگوید سعی کند قلبش را از هر چیزی که بزرگ است در دلش، را خالی کند، چون می خواهد بگوید الله اکبر، اگر دلش را از هر چیز بزرگ، خالی نکند و بگوید الله اکبر، خداوند می فرماید: سر من را کلاه می گذاری؟ به عزت و جلالم قسم که لذت نماز خواندن را از تو می گیرم.

[ 93/01/23 ] [ 7:47 ] [ رشیدی ]

                                

 

خفاش صفتان هر چه می خواهند بگویند

افتخار ما به آن رهبری است که با اقتدای به مولایمان علی (علیه السلام) زندگی زاهدانه ای را به رخ جهانیان می کشد

آری او یک مرجع تقلید ، زیرکترین رهبر جهان(به اعتراف دشمنان) ، فرمانده کل قوا ، مقتدای آزادگان عالم است ولیکن در این القاب و اوصاف خود را گم نکرده است.

به این روایت توجه فرمایید :

خدمت امیرالمومنین رسید و عرضه داشت این لباس مندرس و نعلین وصله زده شما در شان رهبری شما نیست !؟

حضرت علی (علیه السلام ) فرمودند : من به عنوان رهبر باید در سطح پایین ترین اقشار محروم اجتماع زندگی کنم تا درد آنها را به فراموشی نسپارم و همچنین آنها با نگاه به زندگی ساده من ، دلگرم شوند.

هر چه زمان می گذرد اصحاب حق ، بیشتر به حقانیت این نائب الامام پی خواهند برد.


عزت و جلالت و نفوذ کلام و سلامتی ایشان را با ذکر شریف صلواتی از خداوند منان مسئلت می نماییم.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

[ 93/01/20 ] [ 7:30 ] [ رشیدی ]

 

کتاب دانشنامه احادیث پزشکی به تالیف محمد محمدی ری شهری و به ترجمه ی دکتر حسین صابری شامل سه بخش است که در بخش اول با عنوان پزشکی به بیان پزشکی از دیدگاه اسلام ، آداب طبابت و وظائف طبیب و توصیه های پزشکی می پردازد. در بخش دوم که عنوان آن بیماری است تعریف بیماری، شماری از حکمت های نهفته در بیماری ها، منافع بیماری، وظائف بیماری، پرستاری و عیادت بیماران بیان شده است و بالاخره بخش سوم، مباحث مربوط به اندام ها و دستگاههای بدن است که شامل چهارده فصل، قلب و عروق، مغز و اعصاب، چشم، گوش، دستگاه تنفس و.. می باشد. در هر فصل به حکمت نهفته در دستگاه یا اندام مربوط به آن فصل اشاره می کند و به نکات و مواد غذایی مفید برای سلامت و تقویت آن با ذکر حدیث مربوطه و نکات و احادیثی برای پیشگیری از آسیب رساندن آن و در صورت ایجاد مشکل یا بیماری به بیان داروی مناسب می پردازد.

3.78 مگابایت

دانلود کتاب
[لینک مستقیم]

[ 93/01/17 ] [ 16:30 ] [ رشیدی ]

 


سخنان بسیار جالب دکتر نبویان
(نماینده ی مردم تهران در مجلس شورای اسلامی)

در نقد و بررسی تفاهم نامه ی ژنو

 نظرات رهبری در مورد اقدامات اخیر چیست؟


وظیفه ی ما در این موارد چیست؟

برنامه ریزی شده است برای مجلس خبرگان

 چرا آقا علنی وسط نمی آید؟

 طلبه ای در حضور رهبری شعار داد: از تو به یک اشاره از ما به سر دویدن؛
آقا فرمودند: کار از اشاره گذشته است..

  پیشنهاد می شود حتما دانلود نمایید :

 ۵٫۵ مگابایت
دانلود کلیپ صوتی
[ لینک مستقیم | سرور شماره یک]

دانلود کلیپ صوتی

[ لینک مستقیم | سرور اصلی ]

گمنامی برای شهرت پرست­ ها دردآور است، اگر نه همه ی اجرها در گمنامی است؛

تا آن جا که فرموده ­اند: آنگونه در راه خدا انفاق کن که آن دست دیگرت هم با خبر نشود.

[ شهید سید مرتضی آوینی]

[ 93/01/17 ] [ 16:16 ] [ رشیدی ]

صحبت های حکیمانه علامه حسن زاده آملی درباره آیت الله العظمی امام خامنه ای

دانلود [ سرور شماره یک ] دانلود [ سرور شماره دو ]

نصیحت استاد صمدی آملی به جوانان درباره آیت الله العظمی امام خامنه ای

دانلود [ سرور شماره یک ] دانلود [ سرور شماره دو ]

[ 93/01/17 ] [ 15:38 ] [ رشیدی ]

  کلیپ صوتی

  صحبت های حجت الاسلام فاطمی نیا درباره مقام معظم رهبری

  "به فضل خدا معیارهای در دست دارم هر کس با این مرد بزرگ و فرزند حضرت زهرا

مخالفت کند و توبه نکند، خدا او را نمی بخشد."

3.5 مگابایت

دانلود کلیپ صوتی

[لینک مستقیم]

[ 93/01/17 ] [ 15:37 ] [ رشیدی ]

خبرگزاری فارس: مراسم عزاداری ایام فاطمیه به مدت ۵ شب در حضور رهبر انقلاب برگزار می‌شود

به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، مراسم سوگواری و عزاداری ایام شهادت حضرت فاطمة‌الزهرا سلام‌الله‌علیها طبق روال همه‌ساله از سوی رهبر معظم انقلاب به مدت پنج شب برگزار می‌شود.

این مراسم از شب اول تا شب پنجم جمادی‌الثّانی برابر با دوشنبه 93/01/11 تا جمعه 93/01/15 پس از نماز مغرب و عشاء، در حسینیه امام‌خمینی (رحمةالله‌علیه) واقع در تهران، خیابان فلسطین جنوبی، تقاطع آذربایجان پرپا خواهد بود.

همچنین پیش از آغاز مراسم، حجت‌الاسلام فلاح‌زاده به بیان احکام شرعی خواهند پرداخت. از عموم مردم عزیز و عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم‌السّلام دعوت می‌شود تا در این مراسم شرکت فرمایند.

برنامه این مراسم به شرح زیر است:

شب اول- دوشنبه 11 فروردین 1393: سخنران حجت‌الاسلام والمسلمین رفیعی و مداح جناب آقای میثم مطیعی

شب دوم- سه‌شنبه 12 فروردین 1393: سخنران حجت‌الاسلام والمسلمین صدیقی و مداح جناب آقای محمدرضا طاهری

شب سوم- چهارشنبه 13 فروردین 1393: سخنران حجت‌الاسلام والمسلمین سیداحمد خاتمی و مداح جناب آقای محمود کریمی

شب چهارم- پنج‌شنبه 14 فروردین 1393: سخنران حجت‌الاسلام والمسلمین عالی و مداح جناب آقای مرتضی طاهری

شب پنجم: جمعه 15 فروردین 1393: سخنران حجت‌الاسلام والمسلمین پناهیان و مداح جناب آقای سعید حدادیان

[ 93/01/10 ] [ 10:21 ] [ رشیدی ]

آسمان كربلا پس از آنكه چند روز ابري همراه با بارش‌هاي پراكنده را تجربه مي‌كرد، شامگاه دوشنبه ۱۹ اسفند گريست و مردم كربلا شاهد نزول رحمت الهي بر اين شهر بودند.

بارش باران به حدي شديد بود كه در برخي از كوچه‌ها و معابر كربلا، آب جاري شد.

بارش باران، جلوه ويژه اي به بين الحرمين داده بود و بيشتر مردم زير سايبان بين الحرمين حضور داشتند اما برخي از زائران ترجيح دادند فاصله حرم سيدالشهداء تا حرم حضرت عباس را زير باران قدم بزنند.

برخي از زائران بارگاه ملكوتي سيدوسالار شهيدان در مصاحبه با خبرنگار حج تاكيد داشتند كه آسمان كربلا در آستانه ايام شهادت صديقه طاهره حضرت زهرا سلام الله عليها گريسته است.






[ 92/12/21 ] [ 16:54 ] [ رشیدی ]

1472834_1414020148834290_2444022_n

[ 92/12/21 ] [ 16:25 ] [ رشیدی ]

افسران - سخنی از حضرت آیت الله العظمــی بهجت

[ 92/12/07 ] [ 7:49 ] [ رشیدی ]

دجال کيست ؟

شيطان
 

يکي از علائم ظهور حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) که در برخي روايات از علائم حتمي شمرده شده ، خروج شخصي به نام «دجال» است . او يک طاغوت بسيار حيله گر است و عده بسياري را با خود همراه مي کند.

دجال در لغت:

دَجَل به معناي روكش نمودن يك شئ است كه باطن آن كم‌ارزش باشد ولي روي‌ آن را زرق و برق داده يا طلاكاري كنند بنابراين وقتي دجال را براي كسي بكار مي‌برند يعني‌ آن شخص منافق، دروغگو و فريبنده است[1] البته معاني متعددي كه گاه به ده معنا مي‌رسد براي اين واژه ذكر شده است، كه به عنوان نمونه به يكي از آنها اشاره شد.

او چشم راست ندارد ، و چشم ديگرش در پيشاني اوست ، و مانند ستاره صبح مي درخشد، چيزي در چشم اوست که گويي آميخته به خون است. وي در يک قحطي سختي مي آيد .

پيشينة دجال:

تاريخچه دجال به قبل از اسلام برمي‌گردد در كتاب انجيل نام دجال نيز به ميان آمده است از آيات انجيل استفاده مي‌شود كه دجال به معناي دروغگو و گمراه كننده است و چنين استفاده مي‌شود كه داستان خروج دجال و زنده بودنش در آن زمان هم در بين نصاري شايع بوده و در انتظار خروجش بوده‌اند[2] در اسلام نيز سخن از دجال به ميان آمده است و رواياتي در اين موضوع از فريقين (سني وشيعه) وارد شده است، كه روايات اهل سنت در اين باب به مراتب بيشتر از رواياتي است كه در منابع شيعه موجود مي‌باشد و اكثر روايات شيعه نيز در اين موضوع برگرفته شده از منابع حديثي اهل سنت مي‌باشد.

حتمي بودن خروج او :

حضرت علي (عليه السلام) از پيامبر اکرم (ص) نقل مي کند که فرمود:«پيش از قيامت ده امر حتمي واقع مي شود ، که خروج سفياني و دجال از امور حتميه اي است که اتفاق مي افتد.

روايات اهل سنت در اين باب به مراتب بيشتر از رواياتي است كه در منابع شيعه موجود مي‌باشد و اكثر روايات شيعه نيز در اين موضوع برگرفته شده از منابع حديثي اهل سنت مي‌باشد

نام و نسب او :

عده اي گويند که نام دجال؛ صائد بن صيد يا ابن صياد است ،و برخي مخالف اين امر هستند در لغت دجال به معني کذاب (بسيار دروغ گو) است، و فعل آن را به معني «آب طلا و آب نقره دادن» دانسته اند. دجال را در زبان هاي انگليسي و فرانسه،«آنتي کريست» ناميده اند که به معني دشمن و ضد مسيح است.

خصوصيات فردي او :

حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام) مي فرمايد: «او چشم راست ندارد ، و چشم ديگرش در پيشاني اوست ، و مانند ستاره صبح مي درخشد، چيزي در چشم اوست که گويي آميخته به خون است. وي در يک قحطي سختي مي آيد ، و بر الاغ سفيدي سوار است»

در صحيح مسلم در کلام رسول خدا (ص) دجال چنين توصيف شده است:«او مردي چاق، سرخ روي ، با موي سر مجعد و اعور (چپ چشم) است ،چشمش همچون دانه انگوري است که بر روي آب قرار گرفته باشد»

شيطان

 

عقيده او :

اميرالمؤمنين(عليه السلام) مي فرمايد:«او با صداي بلندي فرياد مي زند که بين مشرق و مغرب ، صدايش را جن و انس و شيطان مي شنوند (ممکن است اين عمل به وسيله رسانه هاي موجود از قبيل ماهواره ، اينترنت و شبکه هاي راديويي صورت بگيرد) و مي گويد: اي دوستان من! به سوي من آييد. من هستم کسي که آفريده است؟ پس استوار ساخته و مقرر کرده و هدايت نموده است. (و مردم را به شرک فرا مي خواند) و مي گويد (انا ربکم الاعلي يعني: من پروردگار برتر شما هستم).

او مردي چاق، سرخ روي ، با موي سر مجعد و اعور (چپ چشم) است ،چشمش همچون دانه انگوري است که بر روي آب قرار گرفته باشد

مکان خروج :

اميرالمؤمنين (عليه السلام) مي فرمايند:«او از شهري(در آن سوي ماوراء النهرين) و قريه اي که معروف به «يهوديه» است بيرون مي آيد» و در روايات ديگر مكانهاي مختلفي برايش نقل شده است از جمله اصفهان، خراسان، سجستان

مرگ او :

رسول خدا (ص) مي فرمايند:«دجال در امت من بيرون مي شود در چهل روز ، پس خداوند عيسي بن مريم را مأمور مي کند، او را طلب مي کند و از بين مي برد. و حضرت علي (عليه السلام) ضمن يک خطبه طولاني فرمود:«مهدي (عليه السلام) با يارانش از مکه به بيت المقدس مي آيند، و در آن مکان بين آن حضرت با دجال و ارتش او، جنگ واقع مي شود، دجال و ارتش او مفتضحانه شکست مي خورند ، به طوري که از اول تا آخر آنها به هلاکت مي رسند و دنيا آباد مي شود و حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) عدالت و قسط را در جهان به پا مي دارد، و طبق روايتي آن حضرت، دجال را در کناسه کوفه به دار مي زند.

هر مؤمني که دجال را ببيند، آب دهان خود را بر روي او بيندازد و سوره مبارکه حمد را بخواند، تا سحر آن ملعون دفع شود و در او اثر نکند چون او ظاهر شود، عالم را پر از فتنه و آشوب نمايد

بعضي از علما چون شيخ صدوق(ره) با استناد به پاره اي از روايات از جمله روايت اميرالمومنين معتقدند که غرض و هدف الهي ، بر اين تعلق گرفته است که دجال زنده باشد و کسي نتواند او را بکشد.

مرحوم محدث قمي (رحمه الله) مي گويد: در روايت ابو امامه است که رسول خدا (ص) فرمودند: «هر مؤمني که دجال را ببيند، آب دهان خود را بر روي او بيندازد و سوره مبارکه حمد را بخواند، تا سحر آن ملعون دفع شود و در او اثر نکند چون او ظاهر شود، عالم را پر از فتنه و آشوب نمايد، و ميان او و لشکر قائم (عليه السلام) جنگ واقع شود و بالاخره آن ملعون به دست مبارک حضرت حجت (عجل الله تعالي فرجه الشريف) يا به دست عيسي بن مريم (عليه السلام) کشته شود.

البته عقيده شيعه بر اين است که امام مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) است که دجال را مي کشد نه حضرت عيسي(عليه السلام)

نتيجه گيري

باتوجه به خصوصياتي که ذکر شد و در بعضي موارد با هم اختلاف دارند، بعضي از جمله مرحوم صدر [*] معتقدند: همان گونه که از ريشه لغت دجال از يک سو و از منابع حديث از سوي ديگر استفاده مي شود، دجال منحصر به فرد معيني نيست ، بلکه عنواني است کلي براي افراد پر تزوير و حيله گر که براي کشيدن توده هاي مردم به دنبال خود از هر وسيله اي استفاده مي کنند، اما حقيقت اين است که اين حرف وجاهت علمي ندارد و با فرمايشات معصومين (عليهم السلام) سازگار نيست، چنانکه در ابتداي کلام گذشت و پيامبر اکرم (ص) نيز فرموده اند:«هر پيامبري بعد از نوح قوم خود را از فتنه دجال بر حذر داشت و من نيز شما را بر حذر مي دارم، پس دجال آن بوده که از ابتداي تاريخ مردمان را از فتنه اي او بيم مي داده اند و چنانچه کسي اشکال کند ، که اخبار مربوط به دجال ، اخبار آحاد و خبر واحد بوده و خبر واحد از اعتبار کافي برخوردار نيست ، در پاسخ به او مي گوييم : اولا اخبار آحاد بر اساس آنچه در کتب اصولي آمده ، چنانچه ساير شرائط را داشته باشد ، از اعتبار کافي بر خوردار است و در ثاني ، محتواي حديث دجال اگر از تواتر و فراواني لفظي برخوردار نباشد ، حتماً از تواتر در معنا برخوردار است و اين کافي است در صحت احاديث آن ، پس دجال از علائم قطعيه اي است که حتماً رخ خواهد داد، ولي برخي از تعريفات و توصيفاتي كه درباره‌اش در برخي کتابها شده است مدرك قابل اعتمادي ندارد. و اين قضيه بدون ترديد با افسانه‌هايي آميخته شده است كه صورت حقيقي خود را از دست داده است.

در عين حال پاره اي از دانشمندان از جمله ؛ مرحوم علامه سيد محمد صدر در جلد سوم موسوعة ارزشمند الامام المهدي با عنوان «تاريخ الغيبة الكبري» بحث مفصلي را به بررسي دجال اختصاص داده است ايشان معتقدند كه اخبار دجال مبتلا به دو اشكال جدي هستند. اول ضعف سندي دوم دلالت بر ايجاد معجزات مضلّه كه به لحاظ قوانين كلامي محال است. كه خداوند سبحان قدرت خرق عادت و اظهار معجزه را به افراد گمراه و گمراه‌كننده واگذار نمايد.

و بعضي از محققين ديگر ريشة تعريفات و توصيفاتي كه در رابطه با دجال به ما رسيده است را به دو روايت برمي‌گردانند كه در كتاب بحارالانوار و كتب ديگر نقل شده است كه از ديدگاه علم رجال سند اين دو روايت ضعيف مي‌باشد و نمي‌شود به اين توصيفات اعتماد نمود.[3]

به قول بعضي از محققين بزگوار[4] روايات را اگر حمل بر معناي رمزي كنيم از كنار گذاشتن آن روايت بهتر است، مخصوصاً روايات دجال كه بعضي از آنها به شخص حضرت رسول ـ صلي الله عليه و آله ـ مي‌رسد و متعين است كه بگوييم رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ به يك سلسه معاني حقيقي گسترده اجتماعي با اين عبارت اشاره فرموده ‌اند. .

در مجموع مي‌توان بيان نمود كه دو ديدگاه راجع به دجال وجود دارد.

1 . دجال شخصي: كه در برخي روايات توصيفاتي براي او ذكر شده است مانند دجال مردي چاق،‌سرخ ‌رو، موي سر مجعّد، چشم راست او اعور، چشم او مانند دانه انگوري است كه بر روي آب قرار دارد ، که بيان شد .[5]

و در روايت ديگر آمده است در زمان پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ دجال موجود بوده است و نامش عبدالله يا صائد بن صيد است. پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ و اصحابش به قصد ديدار او به خانه‌اش رفتند او مدعي خدائي بود عمر خواست او را به قتل برساند ولي پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ مانع شدند.[6]

قابل توجه است كه محمد ابن يوسف گنجي در كتاب البيان صفحه صد و هشت در اين مطلب ترديد كرده روايتي را نقل مي‌كند كه فرزند صائد، دجال بودن خود را انكار مي‌كند، اشاره مي‌نمايد به روايتي كه مسلم از قول او نقل كرده است كه مي‌گويد: پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود: دجال فرزند ندارد و من دارم و همچنين پيامبر فرمود دجال وارد بر مكه و مدينه نمي‌شود ولي من در مدينه به دنيا آمدم و اكنون مي‌خواهم به مكه بروم.

--------------------------------------------------------------------------------

[1] . نگرش بر اخبار و علائم ظهور حضرت مهدي، علي اكبر عارف، چاپ شريعت، ص 181.

[2] . دادگستر جهان، ابراهيم اميني. ص 224، چاپ 78.

[3] . دادگستر جهان، ابراهيم اميني، ص 225، چاپ 78.

[4] . تاريخ غيبت كبري، سيد محمد صدر، ترجمة افتخارزاده، ص 643.

[5] . صحيح مسلم، ج 9، باب 1094، ح 1947.

[6] . بحارالانوار، محمدباقر مجلسي، ج 52، ص 193، چاپ اسلامي.

[7] . نشانه‌هاي يار و چكامة انتظار، مهدي عليزاده، ص 67، به نقل از موسوعة امام مهدي، سيد محمد صدر.

[8] . اثبات الهداة، شيخ حرعاملي، ج 7، ص 405و مختصر بصائر الدرجات، ص 202 و الغيبه طوسي، ص 426 و خصال شيخ صدوق، ج 2، ص 431.

[9] غيبة نعماني،‌ص 245.

[ 92/12/05 ] [ 14:31 ] [ رشیدی ]

[ 92/12/04 ] [ 8:4 ] [ رشیدی ]

عناوین اصلی کتاب شامل:
زندگینامه و آثار مرحوم ملا احمد نراقى؛ باب اول : در بیان بعضى مقدمات نافعه ، از بیان حالات نفس و منفعت فضایل اخلاق و مضرت رذایل آن؛ باب دوم : در سبب انحراف اخلاق از جاه پسندیده و حصول اخلاق ذمیمه‏و بیان قواى نفس انسانى؛ باب سیم : دربیان محافظت اخلاق حمیده ازبیرون رفتن ازحداعتدال؛ باب چهارم : در تفصیل انواع اخلاق و بیان شرافت فضایل و شرح مفاسدرذایل؛ باب پنجم : اسرار و آداب عبادات

دانلود نرم افزار

198-merajo-saadah.zip دریافت فایل

198-fa-merajo-saadah.apk دریافت فایل

198-FA-merajo-saadah.pdf دریافت فایل

[ 92/12/03 ] [ 17:58 ] [ رشیدی ]
مضر المدنی، دبیرخانه مسجد سهله اعلام کرد: در مکان محراب امام مهدی(عج) 12 کندوی عسل پیدا شده است که نشان دهنده اعجاز الهی است.

وی افزود: کندوهای عسل در سجده گاه امام دوازدهم قرار گرفته است که بسیار تعجب آور است.

مضر المدنی تصریح کرد: مهندسان و کارگران هنگام کار با این کندوهای عسل روبه روشدند و از اینکه به چه شکل با این ظرافت در آنجا زنبورها کندو درست کرده اند، تعجب کردند.



المدنی خاطر نشان کرد: با توسعه حفاری در این مکان متوجه شدند که این کندوها به هم پیوسته هستند و پر از عسل بوده است.

رهیر محبوبه، یکی از کارگران گفت: از جهت طبیعی این امر پدیده ای عجیب و غریب به شمار می رود، زیرا این مکان، برای لانه گزینی زنبور مساعد نبوده است ولی این امر اتفاق افتاده است و تعداد کندوها به تعداد امامان معصوم(ع) است. وی از کارشناسان خواست تا روی این مسئله بی نظیر تحقیق کنند.

لوی الجبوری، مسئول اطلاع رسانی مسجد سهله گفت: پس از کشف کندوهای عسل می خواهیم تا این کنودها را برداشته و در صندوق چوبی نگهداری کنند.
 
آدرس فایل تصویری در آپارات
 
[ 92/11/30 ] [ 17:44 ] [ رشیدی ]
.: Weblog Themes By Salehon.ir :.
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم
مربي و معلم نفوس ، محيي القلوب
حضرت آيت الله داود صمدي آملي ( حفظه الله )
از شاگردان حضرت علامه ذوالفنون ، معلم عصر ، علامه حسن حسن زاده آملي (حفظه الله )مي باشد و سالياني تحت تربيت اين خضر راه سالکان مدارج کمال و معراج انساني بوده است .
حضرت استاد صمدي آملي تقريباً از 15 سال پيش شروع به برگزاري جلسات عمومي
و خصوصي و القاي معارف به نفوس شيفته الي الکمال فرمودند که ثمره آن جلسات
بيش از 5000 جلسه درسي در موضوعات مختلف عرفاني و معرفتي گرديد .
در طول اين ساليان دراز ايشان رنج سفر و سختي هاي ديگر را تحمل فرمودند و
با دهاني روزه براي تاثير بيشتر سخن معارف انساني را براي ما به يادگار
گذاشتند .
خوشبختانه از همان ابتدا جلسات ايشان ضبط مي شده و هم اکنون در سراسر
ايران بلکه خارج از ايران ره نماي و راه گشاي سالکان طريقت و حقيقت ميباشد .
کمتر کسي پيدا مي شود که با گوش نمودن حتي جلساتي اندک ، شيفته ي ايشان
نگردد و به خيل عظيم شاگردان اين بزرگ مرد عرفان شيعي نپيوندد .
اَلسَّـــلامُ عــلَيــكَ يــا « حُجَّـــةَ اللهِ » فـــي أرضِـــهِ
حمایت می کنیم

جهت دریافت برنامه های رادیو افسران کلیک کنید

امکانات وب