معرفت نفس
علامه حسن زاده آملی و استاد صمدی آملی 
قالب وبلاگ

 

[ 93/07/28 ] [ 8:53 ] [ رشیدی ] [ ]
در کتاب خاطرات آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی یکی از نزدیکان ایشان نقل می کند:

وقتی تازه میخواستم به بچه دار شدن فکر کنم در محل دفتر مرجعیت خدمتشان رسیدم.
تازه میخواهیم به فکر بچه دارشدن بیفتیم. عرض کردم چه کنیم؟

فرمودند: خوب کردی اول آمدی پیش من. بهترین ماههای سال برای انعقاد نطفه ماه رمضان است. نزدیک های نیمه ماه هم از همه بهتر است. چون هر دو روزه گرفتید و هر دو یک حالت تلطیف روحی پیدا کردید.

من نسبت به هر پنج بچه ای که دارم روزانه در پنج نمازی که در شبانه روز میخواندم 4 دعا میکردم. میگفتم خدایا سالم باشد صالح باشد خوش روزی باشد خوش قدم باشد. با این 4 دعا دنیا و آخرت را با هم جمع کرده بودم. ضرر هم نکردم. نه در دخترش نه در پسرش الحمدلله. خودم این کار را کردم.

از نظر تغذیه مادر وقتی باردار شد هر چیزی نخورد.

مسئله توسل خیلی موثر است به خاطر اینکه این خصوصیات پنج گانه که من گفتم در او باشد. یعنی سالم باشد صالح خوش روزی. خوش قدم (چون بعضی از بچه ها بد قدم هستند هیچ تعارف هم ندارد و تردید هم در او نیست.) و مهمترین چیز هم عاقبت به خیری است.

قبل از انعقاد نطفه هم تغذیه خیلی موثر است و در نطفه اثر دارد. این از واضحات است. باید مراعات کنید. من یک چیزی بگویم به تو: در خانه ما از هرجایی هر چیزی بیاید اینها دست نمی زنند. صبر می کنند تا من بیایم جهات شرعی اش را دقت کنم. این در خانه ما سنت شده و از ملکات اینهاست. چون این اثر دارد.

فرمودند اگر در ماه رمضان نشد ادامه بدهید فقط قمر در عقرب نباشد. روایات هم در این زمینه داریم. هم عقد در قمر در عقرب نباشد هم عمل آمیزشی و نکاح.
[ 93/07/28 ] [ 8:46 ] [ رشیدی ] [ ]
[ 93/07/24 ] [ 12:6 ] [ رشیدی ] [ ]
[ 93/07/24 ] [ 8:58 ] [ رشیدی ] [ ]

مرحوم شیخ عباس قمی درباره شب عرفه می گوید: «از لیالی متبرّکه و شب مناجات با قاضی الحاجات است و توبه در آن مقبول و دعا در آن شب مستجاب است. و کسی که آن شب را به عبادت بسر آورد، اجر و پاداش هفتاد سال عبادت را دارد.»

عبادات و دعا رشته اتصال انسان با مبدأ هستی و قدرت لایزال الهی هستند؛ از این رو لذا نمی توان گفت که دعا و عبادات، مخصوص ایّام خاص می باشند؛ اما زمانهایی وجود دارد که فرصت ویژه ای برای ارتباط با خداوند از طریق دعا و راز و نیاز است؛ چرا که رحمت خاص خداوند در آنها از مبدأ اعلی به سوی بندگان سرازیر می گردد و بنده باید تلاش کند خود را در معرض دریافت آن عنایات و رحمتهای ویژه الهی قرار دهد؛ چنانکه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «اِنَّ لِرَبِّکُمْ فِی اَیّامِ دَهْرِکُمْ نَفَحاتٌ اَلا فَتَعَرَّضُوا لَها؛ به راستی برای پروردگار شما در روزهای روزگارتان عطایا و بخششهایی است، هوشیار باشید و خود را در معرض آنها قرار دهید.» و قرآن کریم نیز می فرماید: «وَذَکِّرْهُمْ بِاَیّامِ اللّهِ»؛ و روزهای خدا را به آنان یاد آوری کن.»

بدون عکس

یکی از این روزها، نهم ذیحجّه یعنی روز عرفه است که می توان آن را روز دعا و نیایش نام نهاد. مخصوصا برای کسانی که توفیق تشرّف به حج و حضور در صحرای عرفات را پیدا کرده اند.

جایگاه روز عرفه

مرحوم شیخ عباس قمی درباره شب عرفه می گوید: «از لیالی متبرّکه و شب مناجات با قاضی الحاجات است و توبه در آن مقبول و دعا در آن شب مستجاب است. و کسی که آن شب را به عبادت بسر آورد، اجر و پاداش هفتاد سال عبادت را دارد.»

وی در رابطه با روز عرفه نیز می گوید: «روز عرفه از اعیاد عظیمه [و بزرگ] است، هر چند به اسم عید نامیده نشده و روزی است که حق تعالی بندگانش را به عبادت و طاعت فراخوانده و سفره های جود و احسان خود را برای آنها گسترده و شیطان در این روز تحقیر و رانده شده و خشمناک است.»

امّا جایگاه والای روز عرفه، در روایات معصومین علیهم السلام بیشتر نمود پیدا می کند که در زیر به نمونه هایی اشاره می شود.

1. برابری با ماه رمضان

ماه مبارک رمضان، ماه رحمت و مغفرت الهی است؛ چنان که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: «... قَدْ اَقْبَلَ اِلَیْکُمْ شَهْرُ اللّهِ بِالْبَرَکَةِ وَالرَّحْمَةِ وَالْمَغْفِرَةِ؛ ماه خدا با برکت و رحمت و بخشش به سوی شما روی آورده است.» اگر کسی در ماه رمضان بخشیده نشد و یا این توفیق را پیدا نکرد که خود را در معرض مغفرت الهی قرار دهد، روز عرفه آن قدر عظمت دارد که بتواند جبران ماه رمضان بنماید. در آن روز اگر کسی به درگاه الهی روی آورد، مورد مغفرت خداوند قرار می گیرد.

امام صادق علیه السلام فرمودند: «مَنْ لَمْ یُغْفَرْ لَهُ فِی شَهْرِ رَمَضانَ لَمْ یُغْفَرْ لَهُ اِلی قابِلٍ اِلاَّ اَنْ یَشْهَدَ عَرَفَةَ؛ کسی که در ماه رمضان بخشیده نشود، تا سال آینده بخشیده نمی شود، مگر اینکه [روز] عرفه را درک کند.»

2. دعا و برآورده شدن حاجت

امام صادق علیه السلام در جای دیگری می فرمایند: «تَخَیَّرْ لِنَفْسِکَ مِنَ الدُّعاءِ ما اَحْبَبْتَ وَاجْتَهِدْ فَاِنَّهُ (یَوْمَ عَرَفَةَ) یَوْمُ دُعاءٍ وَمَسْأَلَةٍ؛ هر دعایی که دوست داری برای خود بخوان و [در دعا کردن[ بکوش که آن روز (روز عرفه) روز دعا و درخواست است.» و یقینا درخواستها استجابت را در پی دارد.

3. روز بخشش

ابن فهد حلّی در عدّة الداعی روایتی به این شرح برای روز عرفه نقل نموده است:

«وَفِی الْخَبَرِ اَنَّ اللّهَ سُبْحانَهُ وَتَعالی یَقُولُ لِلْمَلائِکَةِ فِی ذلِکَ الْیَوْمِ یا مَلائِکَتِی اَلا تَرَوْنَ اِلی عِبادِی وَاِمائِی جاؤُا مِنْ اَطْرافِ الْبِلادِ شُعْثاءً غَبْراءً اَتَدْرُونَ ما یَسْئَلُونَ فَیَقُولُونَ رَبَّنا اِنَّهُمْ یَسْئَلُونَکَ الْمَغْفِرَةَ فَیَقُولُ اشْهَدُوا اِنِّی قَدْ غَفَرْتُ لَهُمْ؛ در روایت آمده که خدای سبحان به ملائکه در این روز می فرماید: ای فرشتگان من! آیا نمی بینید بندگان و کنیزان مرا که ژولیده و غبارآلود از اطراف شهرها آمده اند؟ و آیا می دانید آنها چه درخواستی دارند؟ ملائکه می گویند: پروردگار ما! آنها مغفرت می خواهند. پس خداوند می فرماید: شاهد باشید که من آنها را بخشیدم!»

4. تغییر شقاوت به سعادت

شیخ عباس قمی نقل نموده که امام زین العابدین علیه السلام در روز عرفه صدای سائلی را شنید که از مردم درخواست کمک می کرد. حضرت خطاب به او فرمودند: «وای بر تو! در این روز از غیر خدا سؤال و طلب کمک می کنی، حال آنکه در این روز برای بچّه هایی که در شکم مادر هستند نیز امید فضل خدا می رود که آنها سعید گردند!»

از روایات فوق، به خوبی اهمیت و جایگاه روز عرفه روشن می شود و این نکته استنباط می گردد که این روز، روز دعا و نیایش است. ما هم به اختصار در باره دعا، دعاهای روز عرفه و دعا در عرفات، مطالبی بیان می داریم.

جایگاه دعا در قرآن

در قرآن کریم آیات متعددی در رابطه با دعا و به صورت متن دعا آمده که ما در اینجا فقط برخی آیات مربوطه را مطرح می کنیم:

1. تشویق به دعا

«وَقَالَ رَبُّکُمْ اُدْعُونِی اَسْتَجِبْ لَکُمْ اِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرینَ»؛ و پروردگار شما گفته است: مرا بخوانید تا [دعای] شما را بپذیرم. همانا کسانی که از عبادت من تکبّر می ورزند، به زودی با ذلّت وارد دوزخ می شوند.»

2. دعا، محکم ترین ارتباط با خدا

«وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُواْ لِی وَلْیُؤْمِنُواْ بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ »؛ و هنگامی که بندگان من از تو در باره من سؤال کنند [بگو:] من نزدیکم، دعای دعاکننده را به هنگامی که مرا می خواند پاسخ می گویم؛ پس باید دعوت مرا بپذیرند و به من ایمان بیاورند، امید است راه یابند [و به مقصد برسند].»

3. دعا و اعتبار

«قُلْ مَا یَعْبَؤُاْ بِکُمْ رَبِّی لَوْلاَ دُعَآؤُکُمْ فَقَدْ کَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ یَکُونُ لِزَامَام »؛ بگو: پروردگارم هیچ اعتنایی به شما نمی کند، اگر دعای شما نباشد. شما [آیات خدا و پیامبران را] تکذیب کردید و [این عمل دامان شما را خواهد گرفت و] از شما جدا نخواهد شد.»

اگر در قرآن، آیه ای جز همین آیه در رابطه با دعا نبود، جا داشت که برای بالا رفتن مقام انسانی و معنوی خود، شب و روز دعا کنیم.

دعا در روایات

در روایات در باره دعا سخنان بسیاری گفته شده که جمع آوری همه آنها چندین کتاب قطور می شود. آنچه در این بخش به آن اشاره می گردد، نمونه ای از روایاتی است که اهمیت و ارزش دعا را نشان می دهد:

1. دعا، مغز عبادت

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «الدُّعاءُ مُخُّ الْعِبادَةِ وَلا یَهْلِکُ مَعَ الدُّعاءِ اَحَدٌ؛ دعا مغز عبادت است و کسی با دعا کردن [و اینکه اهل دعا باشد هرگز [هلاک نمی شود.»

به راستی تعبیری از این زیباتر و جامع تر نمی توان یافت؛ چرا که اهمیت مغز در انسان و حیوانات بر کسی پوشیده نیست. همه می دانند که مغز نقشی حیاتی در بدن دارد. دعا نیز در میان عبادات چنین نقشی دارد؛ یعنی حیات روحی و معنوی انسان و درست تنظیم شدن امور آن به دعا بستگی دارد.

2. دعا، اسلحه مؤمن

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «اَلدُّعاءُ سِلاحُ الْمُؤْمِنِ وَعَمُودُ الدِّینِ وَنُورُ السَّماواتِ وَالاَْرْضِ؛ دعا اسلحه مؤمن است و ستون دین و نور آسمانها و زمین است.»

از دیگر سخنان ائمّه علیهم السلام چنین به دست می آید که دعاء به عنوان سلاح انبیاء نیز معرفی شده است. حضرت امام رضا علیه السلام می فرمایند: «عَلَیْکُمْ بِسِلاحِ الاَْنْبِیاءِ فَقِیلَ وَما سِلاحُ الاَْنْبِیاء قالَ الدُّعاءُ؛ بر شما باد بر سلاح انبیا! گفته شد: اسلحه انبیا چیست؟ فرمود: دعا.»

روشن است که اگر انسان خلع سلاح شود و یا از اسلحه خویش غافل گردد، مورد حمله دشمنان قرار می گیرد؛ پس لازم است که دعا مستمر باشد.

خداوند در قرآن کریم می فرماید: «وَدَّ الَّذِینَ کَفَرُوا لَوْ تَغْفُلُونَ عَنْ أَسْلِحَتِکُمْ وَأَمْتِعَتِکُمْ فَیَمِیلُونَ عَلَیْکُم مَّیْلَةً وَ حِدَةً »؛ «کافران دوست دارند [و آرزو می کنند[ که شما از اسلحه و اسباب خویش غافل شوید، پس ناگهان بر شما هجوم آورند.»

3. دعا، دوای هر درد

امام صادق علیه السلام فرمودند: «عَلَیْکَ بِالدُّعاءِ، فَاِنَّ فِیهِ شِفاءٌ مِنْ کُلِّ داءٍ؛ بر تو باد به دعا کردن، پس به راستی دعا شفای هر دردی است.»

4. دعا، تغییردهنده تقدیرات

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: «لا یَرُدُّ الْقَضاءَ اِلاَّ الدُّعاءُ؛ قضا [وتقدیرات الهی] را جز دعا چیزی رد نمی کند.»

این روایات به خوبی نقش دعا را در زندگی انسان تبیین می کنند.

اعمال و ادعیه در روز عرفه

روز عرفه اوج روزهایی است که در آن دعا و نیایش از موقعیت ویژه و خاصی برخوردار است، بدین جهت از پیشوایان معصوم علیهم السلام دعاها و سفارشهایی در این روز رسیده است که به عنوان نمونه به برخی از آنها براساس ترتیب کتب نقل کننده اشاره می کنیم:

الف. صحیفه سجادیه

در صحیفه سجادیه، این زبور آل محمد صلی الله علیه و آله دعایی طولانی برای روز عرفه از زبان امام سجاد علیه السلام نقل شده که در آن هم مهم ترین مسائل اعتقادی و سیاسی مورد اشاره قرار گرفته و هم مسائل عرفانی و اخلاقی با زبان دعا بیان شده است:

امام سجاد علیه السلام درباره معرّفی روز عرفه می فرماید: «اللّهُمَّ وَهذا یَوْمُ عَرَفَةَ یَوْمٌ شَرَّفْتَهُ وَکرَّمْتَهُ وَعَظَّمْتَهُ نَشَرْتَ فِیهِ رَحْمَتَکَ وَمَنَنْتَ فِیهِ بِعَفْوِکَ وَاَجْزَلْتَ فِیهِ عَطِیَّتَکَ وَتَفَضَّلْتَ بِهِ عَلی عِبادِکَ؛ خدایا! و این روز عرفه روزی است که تو به او شرافت و کرامت و عظمت بخشیدی و رحمتت را در این روز گستراندی و به عفو و بخششت [بر خلق] منّت گذاردی و عطایت را بسیار عظیم گردانیدی و به خاطر این روز بر بندگانت تفضّل نمودی.»

برخی از درخواستهای حضرت در این روز عبارت اند از: «... وَاخِفْنِی مَقامَکَ وَشَوِّقْنِی لِقاءَکَ وَ تُبْ عَلَیَّ تَوْبَةً نَصُوحا لا تُبْقِ مَعَها عَلانِیَّةً وَلا سَرِیْرَةً وَاَنْزِعِ الْغِلَّ مِنْ صَدْرِی لِلْمُؤْمِنِینَ وَاعْطِفْ بِقَلْبِی عَلَی الْخاشِعِینَ وَکُنْ لِی کَما تَکُونُ لِلصّالِحِینَ؛ [خدایا!] مرا از مقامت بترسان و شوق ملاقاتت را به من عنایت کن و توفیق توبه نصوح به من عنایت فرما؛ به گونه ای که با آن توبه گناه پنهان و آشکاری باقی نگذاری و از سینه ام کینه نسبت به مؤمنین را برکن و مرحوم شیخ عباس قمی درباره شب عرفه می گوید: «از لیالی متبرّکه و شب مناجات با قاضی الحاجات است و توبه در آن مقبول و دعا در آن شب مستجاب است. و کسی که آن شب را به عبادت بسر آورد، اجر و پاداش هفتاد سال عبادت را دارد

قلب مرا بر خاشعان مهربان کن و آن چنان که با صالحان هستی، با من باش!»

در بخش پایانی این دعا چنین می فرمایند: «وَلا تَجْعَلْنِی لِلظّالِمِینَ ظَهِیرا وَلا لَهُمْ عَلی مَحْوِ کِتابِکَ یَدا وَنَصِیرا... وَاجْعَلْ باقِی عُمْرِی فِی الْحَجِّ وَالْعُمْرَةِ اِبْتِغاءَ وَجْهِکَ...؛ و مرا پشت [و کمک کار[ ستمگران مگردان و [مرا برای] از میان بردن کتابت دستیار و یاور آنان مکن... و هر چه از عمرم باقی مانده است، در جستن خودت در حجّ و عمره بگذران!»

ب. مفاتیح الجنان

در این کتاب دعایی برای شب عرفه و چند دعا برای روز عرفه نقل شده است. دعای اوّل، تسبیحات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با بخشی از آیات و اذکار خاص است ودومی دعایی از حضرت صادق علیه السلام می باشد و سومی دعایی معروف از امام حسین علیه السلام است.

بشر و بشیر پسران غالب اسدی نقل کرده اند که در عصر روز عرفه در عرفات در محضر امام حسین علیه السلام بودیم. آن حضرت با گروهی از اهل بیت و فرزندان و شیعیان بیرون آمد و با نهایت خشوع و خضوع در جانب کوه (جبل الرحمه) رو به کعبه ایستاد و این دعا را خواند.

در بخشی از این دعا می خوانیم: «اِلهِی اَنَا الْفَقِیرُ فِی غِنایَ فَکَیْفَ لا اَکُونُ فَقِیرا فِی فَقْرِی اِلهِی اَنَا الْجاهِلُ فِی عِلْمِی فَکَیْفَ لا اَکُونُ جَهُولاً فِی جَهْلِی؛ خدایا من در حال توانگری نیازمندم [و فقر ذاتی دارم]؛ پس چگونه در حال نداری نیازمند [تو[ نباشم؟ معبودا! من در حال دانائیم نادانم؛ پس چگونه در حال جهلم نادان نباشم؟»

در بخش دیگری می خوانیم: «مَتی غِبْتَ حَتّی تَحْتاجَ اِلی دَلِیلٍ یَدُلُّ عَلَیْکَ وَمَتی بَعُدْتَ حَتّی تَکُونَ الاْآثارُ هِیَ الّتِی تُوصِلَ اِلَیْکَ عَمِیَتْ عَیْنٌ لا تَراکَ عَلَیْها رَقِیبا؛ کی نهان بوده ای تا محتاج برهانی باشی که بر تو دلالت کند؟ وکی دور گشته ای که آثار و علائم به تو رسانند؟ کور باد چشمی که تو را بر خود رقیب و مواظب نداند!»

کی بوده ای نهان که پیدا کنم تو رپنهان نگشته ای که هویدا کنم تو را

با صد هزار جلوه برون آمدی که منبا صد هزار دیده تماشا کنم تو را

در قسمت دیگری از این دعا می خوانیم: «اِلهِی مَنْ کانَتْ مَحاسِنُهُ مَساوِی فَکَیْفَ لا تَکُونُ مَساوِیهِ مَساوِی وَمَنْ کانَتْ حَقائِقُهُ دَعاوِی فَکَیْفَ لا تَکُونُ دَعاوِیْهِ دَعاوِی؛ خدایا! کسی که خوبیهایش [هم] بدی است، چگونه بدیهای او بد نباشد؟ و کسی که حقیقت گوییش صرف ادعا است، پس چگونه دعاوی او صرف ادعا نباشد؟»

ج. اقبال الاعمال

سید بن طاووس برای شب عرفه دو دعا نقل نموده که یکی از آنها نسبتا طولانی است. همچنین روایتی درباره فضیلت زیارت امام حسین علیه السلام نقل کرده است که حضرت باقر علیه السلام فرمود: «مَنْ زارَ لَیْلَةَ عَرَفَةَ اَرْضَ کَرْبَلا... وَقاهُ اللّهُ شَرَّ سَنَتِهِ؛ کسی که در شب عرفه زمین کربلا را زیارت کند...، خداوند بلای آن سال را از او دور می کند.»

آن گاه به فضیلت روز عرفه پرداخته و نقل نموده که روزه آن روز کفاره گناهان هفتاد ساله می باشد و در آن روز توبه آدم پذیرفته شده است. آن گاه زیارت مخصوصه امام حسین علیه السلام در این روز را نقل نموده است.

وی برای روز عرفه دعایی نیز از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و امام هفتم علیه السلام نقل نموده و سپس دعای معروف امام حسین علیه السلام در روز عرفه را آورده است. و بعد از آن، دعای امام زین العابدین علیه السلام در صحیفه سجادیه را نقل نموده است.

آن گاه دعایی از امام صادق علیه السلام را با اسنادش نقل کرده که در بخشی از آن می خوانیم: «اَنْتَ الَّذِی لا تَنْسی مَنْ ذَکَرَکَ وَلا تَضِیعُ مَنْ تَوَکَّلَ عَلَیْکَ...؛ تو کسی هستی که فراموش نمی کنی کسی را که یادت کند و نابود نمی کنی کسی را که بر تو توکل نماید.»

سپس دعایی به نام مخزون را نقل کرده و بعد از آن دعای دیگری از امام صادق علیه السلام را آورده است. آن گاه دعایی را که در برخی کتب دعا دیده نقل می کند و سخن را با دعاهایی در مورد شام عرفه ادامه می دهد.

د. مصباح المتهجد

در مصباح، شیخ دعایی را برای ایّام ذی حجّه از اوّل تا شام عرفه نقل نموده که در آغاز آن می خوانیم: «اَللّهُمَّ هذِهِ الاَْیّامُ الَّتِی فَضَّلْتَها عَلَی الاَْیّامِ وَشَرَّفْتَها قَدْ بَلَّغْتَنِیها بِمَنِّکَ وَرَحْمَتِکَ فَاَنْزِلْ عَلَیْنا مِنْ بَرَکاتِکَ وَاَوْسِعْ عَلَیْنا فِیها مِنْ نَعْمائِکَ؛ خدایا! این ایّامی که آن را بر روزهای دیگر برتری و شرافت دادی، با منّت و رحمت خود، مرا به آنها رساندی؛ پس برکات خویش را بر ما نازل کن و نعمتهای خود را در این روزها بر ما توسعه بده!»

عرفه در عرفات

اوج عظمت دعا از حیث زمان، روز عرفه است و اوج ارزش مکانی اش در آن روز، بعد از کربلا و حرم حسینی، صحرای عرفات است. این معنی را از روایات می توان فهمید:

1. علی علیه السلام فرمودند: «مِنَ الذُّنُوبِ لا تُغْفَرُ اِلاَّ بِعَرَفاتٍ؛ برخی از گناهان در صحیفه سجادیه، این زبور آل محمد صلی الله علیه و آله دعایی طولانی برای روز عرفه از زبان امام سجاد علیه السلام نقل شده که در آن هم مهم ترین مسائل اعتقادی و سیاسی مورد اشاره قرار گرفته و هم مسائل عرفانی و اخلاقی با زبان دعا بیان شده است

[به گونه ای سنگین است که] جز در عرفات بخشوده نمی شود.»

2. کسی حق ندارد در عرفات بگوید گناهانش بخشیده نمی شود. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در این رابطه فرمودند: «اَعْظَمُ اَهْلِ عَرَفاتٍ جُرْما مَنِ انْصَرَفَ وَهُوَ یَظُنُّ اَنَّهُ لَنْ یُغْفَرَ لَهُ؛ گناهکارترین فرد در عرفات کسی است که از آنجا بازگردد، در حالی که گمان می برد هرگز آمرزیده نخواهد شد.» به راستی فردی که چنین گمانی را در ذهن پرورش دهد، در وادی عرفان و شناخت، این مسئله را درک نکرده است که خداوند «ارحم الراحمین» است و رحمت او بر همه چیز برتری داشته، همه هستی را زیر پوشش دارد که «رَحْمَتِی وَسِعَتْ کُلَ شَی ءٍ».

نمونه ای از دعا در عرفات

خالی از لطف نیست که یک نمونه از دعا در عرفات در حق دیگران را بیان نماییم:

علی بن ابراهیم از پدرش نقل نموده که او گفته است عبد اللّه بن جندب را در عرفات (در روز عرفه) دیدم و موقفی بهتر از موقف او ندیدم. او پیوسته دستها را به سوی آسمان بلند کرده و اشک چشمانش ازگونه هایش جاری بود، تا آنجا که به زمین رسیده بود. هنگام مراجعت مردم به او گفتم: ای ابا محمّد! [عجب حال خوشی داشتی!] من چنین موقفی [و حالی] تا حال ندیده بودم! عبد اللّه پاسخ داد: به خدا قسم! یک کلمه برای خودم دعا نکردم و در تمام این مدّت برای برادران دینی ام دعا کردم. واین به جهت این بود که از ابا الحسن موسی بن جعفر علیه السلام شنیدم که فرمود: «مَنْ دَعا لاَِخِیهِ بِظَهْرِ الْغَیْبِ نُودِیَ مِنَ الْعَرْشِ ها وَلَکَ مِأةُ اَلْفِ ضِعفٍ مِثْلُهُ؛ هر کس برادر مؤمن خود را در غیاب او دعا کند، از عرش الهی به او ندا می رسد: هان! [ای بنده من!] برای تو صد هزار مثل آن [پذیرفته] می باشد.» بدین جهت (به خاطر همین سخن امام علیه السلام ) راضی نشدم از صد هزار دعای تضمین شده [و مورد استجابت [در برابر یک دعا که نمی دانم مستجاب می شود صرف نظر کنم.

تأثیر دعا به دیگران

نه فقط روایات اثر دعا در حق دیگران را بیان می فرمایند؛ بلکه نمونه های عینی و خارجی اثر دعا در حق دیگران نیز این امر را تأیید می کند. به این نمونه توجه کنید:

یکی از کسانی که از محضر عارف والا مقام آیة اللّه میرزا جواد ملکی تبریزی بهره هایی برده است، درباره او می گوید: «روزی پس از پایان درس عازم حجره یکی از طلبه ها در مدرسه دار الشفای قم گردید و من در خدمت او بودم تا به حجره آن طلبه وارد شد. مراسم احترام انجام گرفت و پس از اندکی حضور در نزد او برخاست و حجره را ترک گفت.

وقتی هدف از این دیدار را از او سؤال کردم، فرمود: شب گذشته به هنگام سحر فیوضاتی بر من افاضه شد که فهمیدم از ناحیه خودم نیست و چون توجّه کردم، دیدم که این آقای طلبه به تهجّد و عبادت برخاسته و در نماز شبش، مرا دعا می کند و این فیوضات اثر دعای او است. این بود که به عنوان سپاس گزاری از عنایتش به دیدار او رفتم.»

[ 93/07/10 ] [ 9:58 ] [ رشیدی ] [ ]
مرحوم ایت الله بهجت چندی پیش و در حضور سردار صفوی و دیگر پاسداران نکات زیبایی را فرمودند که در ادامه می خوانید:

در روز قیامت ما سنگ قبر نداریم،شناسنامه نداریم،اسم مردم ،سن مردم،عناوین مردم ،پست مردم ،مقام مردم و منصب مردم و اینکه آیت الله باشند یا نباشند ،وزیر باشند یا نباشند ،فقیر باشند یا نباشند،ثروتمند باشند یا نباشند،قدرت داشته باشند و یا نداشته باشند و ... اینها نیست،اینها اصلا ملاک نیست.

اول از همه می گویند آنهایی که پدر و مادرشان از آنها راضی هستند ،دستها بالا،اینها بروند بهشت!

دوم آنهایی که در طول عمر خود،به مردم منفعت رسانده اند و مردم از آنها راضی هستند و مردم از آنها منفعت دیده اند بروند بهشت!

سوم آنهایی که در طول عمر خود یک یا حسین شهید گفته اند دستها بالا ،اینها بروند بهشت!

چهارم آنهایی که یک قطره اشک برای فاطمه زهرا سلام الله علیها ما ریخته اند دستها بالا،اینها بروند بهشت و بهشت جای این آدمهاست!

بعد ملائکه به حرف در می آیند که خدایا ،ای خدای مهربان پس این شهدا و رزمندگان ،اینها چطور؟اینها به بهشت نروند ؟!

خداوند می فرماید مقام و منزلت اینها قابل مقایسه نیست و احترام و عزت اینها خیلی مهم است .با اینها بایستی معاله کنیم.با اینها بایستی صحبت کنیم،کجا خوششان می آید و کجای بهشت می خواهند بروند.احترام اینها به خاطر عملکرد خوب اینها قابل مقایسه نیست.مقام و منزلت اینها که قبلا گفته بودم خیلی بالاست.بایستی معامله کنیم .رضایت اینها را بایستی جلب کنیم.

در پایان این جلسه این عارف بزرگ دعا فرمودند که:

خدایا ،ای خدای مهربان ،آقای خمینی (ره)را با خوبان خود محشور فرما که با حضور خود آمار بهشتیها را زیاد کرد.

از نظام جمهوری اسلامی خیلی ها بهشتی می شوند و اینها به پاس برکت یکی از خوبان خدا یعنی آقای خمینی (ره)می باشد.

[ 93/06/25 ] [ 7:3 ] [ رشیدی ] [ ]

 

صحن عقیله بنی هاشم یکی از پروژه هایی است که در راستای طرح توسعه اعتاب مقدسه قرار است از چند ماه آینده توسط ستاد بازسازی عتبات عالیات در کربلا مراحل اجرایی آن آغاز شود.

رئیس ستاد بارسازی عتبات عالیات در خصوص حکمت نامگذاری این طرح با نام صحن عقیله بنی هاشم گفت: از آنجا که قرار است تل زینبیه در این طرح قرار گیرد بنابراین تصمیم بر این شد که نام این صحن با عنوان صحن عقیله بنی هاشم نامگذاری شود.

اما انجام این طرح توسط مردم ایران حکایت معنوی دیگری دارد که نشان از ارادت و تمایل ایرانیان به اهل بیت(ع) است.

 شیخ عبدالمهدی تولیت حرم امام حسین(ع) در روز انعقاد قرارداد این طرح و سپردن آن به ایرانیان برای انجام این پروژه خاطره ای را تعریف کرد که شنیدن آن خالی از لطف نیست.

 قرار بود جلسه در روز انعقاد قرارداد ساعت ۱۴ برگزار شود بعد از شروع جلسه شیخ عبدالمهدی خاطره ای را از چند ساعت قبل از شروع جلسه تعریف کرد، به گفته تولیت حرم امام حسین(ع) ساعت ۱۱ روز انعقاد قرارداد یکی از روحانیون بزرگ لبنان طی تماسی با وی می گوید من خوابی دیده ام و می خواهم آن را بازگو کنم: «در عالم رویا دیدم که امام حسین(ع) و آیت الله بهجت(ره) از قسمت باب القبله به سمت داخل حرم امام حسین(ع) حرکت می کنند و مردم زیادی نیز جمع شده اند در مقابل در باب القبله، حضرت فاطمه زهرا(س) یک طفل را در بغل داشتند و از حرم خارج می شدند، زمانیکه به امام حسین(ع) و آیت الله بهجت(ره) رسیدند حضرت فاطمه (س) آن طفل را به آیت الله بهجت(ره) دادند و فرمودند: این طفل را من به امانت به شما می سپارم.»

 به این ترتیب ساخت صحن عقیله بنی هاشم روزی مردم ایران شد و توفیق بزرگی است که امیدوار هستیم بتوانیم به خوبی آن را انجام دهیم.

وقتی آب شرمنده علمدار کربلا می شود
محمد جواد گل محمدی مدیر پروژه ستاد بازسازی عتبات عالیات گفت: چند سال گذشته تحقیقاتی در مورد جهت حرکت آب در کربلا انجام دادیم و متوجه شدیم که جهت حرکت آب در تمام شهر کربلا از سوی حرم امام حسین(ع) به سمت حرم حضرت ابوالفضل(ع) است و کلیت مسیر حرکت آب به این ترتیب است اما در این میان تنها در یک مسیر جهت حرکت آب تغییر می کند.

در بین حرم حضرت ابوالفضل(ع) و حرم امام حسین(ع) یا همان بین الحرمین مسیر حرکت آب تغییر می کند و بر عکس مسیر حرکت آب در شهر کربلا از سوی حرم علمدار کربلا به سوی حرم امام حسین(ع) آب در جریان است که می توان آن را یک معجزه دانست.

در گذشته سطح آب در حرم حضرت ابوالفضل(ع) آنقدر بالا آمده بود که از درز سنگ های حرم هم آب بیرون می آمد و با توجه به اینکه

آب برای ساختمان مضر است و باعث پوسیدگی و در نهایت تخریب بنا می شود و به همین دلیل اقداماتی را انجام دادیم تا آب باعث تخریب بنا نشود.

وی تصریح کرد: آبی که در حرم حضرت ابوالفضل(ع) است و آبی که در بیرون از حرم وجود دارد را با هم آزمایش کردیم و متوجه شدیم که اتفاق خاصی افتاده است آبی که در بیرون از حرم جریان دارد آمونیاک داشت که نشان دهنده وجود فاضلاب شهری در این آب است اما آب داخل سرداب حرم مطهر کاملا پاک بود و هیچ گونه آلودگی نداشت و این جز معجزه نمی تواند نام دیگری داشته باشد.

[ 93/06/25 ] [ 6:57 ] [ رشیدی ] [ ]

مشهد:

اگر از باب الجواد(ع) یا باب الرضا(ع) وارد حرم مطهر شوید، قدم به بزرگترین صحن حرم رضوی می‌گذارید. همان ابتدای صحن، روی تابلوهای بزرگی اذن دخول را می‌خوانید و در امتداد نگاهتان، گنبد و گلدسته حرم نقش می‌بندد.

صحن جامع رضوی با 117 هزار و 584 متر مربع زیربنا و 55 غرفه، در جنوب اماکن متبرکه قرار گرفته است. این صحن از طریق دو بست به خیابانهای امام رضا(ع) و خسروی نو(شهید اندرزگو) راه دارد و از دو سوی شرقی و غربی به بستهای شرقی و غربی. ورودی‌‌های فرعی نیز صحن جامع را به رواق امام خمینی، صحن قدس و بست شیخ بهایی مرتبط می‌کند.

در ضلع‌های صحن جامع، سه ایوان و سر در بزرگ به نامهای «ایوان ولی عصر» در ضلع جنوبی، «باب الکوثر» در ضلع شرقی و «باب الغدیر» در ضلع غربی ساخته شده که در دو طرف هر ایوان دو گلدسته مرتفع قامت کشیده است. این صحن با 363 متر طول و 167 متر عرض، وسیع ترین صحن حرم مطهر امام رضا(ع) است.

به دلیل اهمیت ضلع قبله در این صحن، ایوان و گلدسته‌‌های آن بزرگتر از دو ایوان دیگر ساخته شده‌اند. گلدسته‌‌های ضلع قبله هر کدام 70 متر و گلدسته‌‌های دیگر هر کدام 57 متر ارتفاع دارند. سر در شرقی صحن، سطح 4هزار و 682 متر مربع و سر در غربی آن، سطح4 هزار و 373 متر مربع را در برگرفته است. عملیات اجرایی اسکلت صحن در سال 1377 همزمان با احداث زیرگذر آغاز شد. سنگفرش صحن نیز ترکیبی از سنگهای الوان، گرانیت و خلج است. زیر صحن جامع، پارکینگ حرم قرار دارد که برای راه یافتن به آن، در کف صحن دو فضای ارتباطی به پارکینگها تعبیه شده است.

سردرهای شرقی و غربی صحن جامع رضوی نیز با ارتفاع 26 متر در پنج طبقه ساخته شده است. زیربنای سردر شرقی 23 هزار و 410 متر مربع است و سطحی حدود 4 هزار و 682 متر مربع را در بر گرفته است. سر در غربی دارای زیربنای21 هزار و 865 متر مربع است که سطحی حدود4 هزار و 373 متر مربع را در برگرفته است. ورودی سر در شرقی صحن جامع «باب الکوثر» و ورودی سردر غربی «باب الغدیر» نامیده شده که دهانه هر ایوان 3/17 متر طول دارد. هر سر در دو گلدسته از جنس بتن مسلح ـ فلزی با نمای سنگ، کاشی، معرق کاشی و آجر معقلی تزیین شده است.

صحن جامع رضوی در مجموع 6 مناره و 3 ایوان دارد. با توجه به وسعت صحن جامع در فصل تابستان و نوروز و روزهایی که حجم زائران بیشتر از زمانهای عادی است، برنامه‌‌های اصلی آستان قدس رضوی از جمله سخنرانی سالانه‌ نوروزی مقام معظم رهبری یا ریاست جمهوری و نمازهای جمعه در این صحن برگزار می‌شود.

سیستم صوتی صحن جامع رضوی به شکلی است که اگر مراسمی در رواق امام خمینی به عنوان بزرگترین رواق حرم مطهر رضوی برگزار شود، در فضای این صحن با کیفیت خوبی پخش می‌شود تا زائران بتوانند از سخنان خطیب یا مداحی ذاکرین اهل بیت(ع) بهره مند شوند. روشنایی این صحن با وسعت قابل توجهی که دارد، چنان است که انعکاس نور لامپها بر سنگفرشهای مرمر، بر درخشندگی آن می‌افزاید. سال گذشته بزرگترین فرش گل قابل حمل کشور منقش به ذکر «یا امام رئوف» با 20 هزار شاخه و بوته گل در این صحن برپا شد تا زیبایی این صحن در نظرگاه زائران دوچندان شود.

صحن جامع رضوی، اشکها، قصه‌ها، حرفها، خواسته ها، نیازها، دعاها، اجابتها و نذرهایی زیادی را در دل دارد. این صحن خلوتگاه بسیاری از زائرانی است که با پهن کردن سفره دلشان روی قالی‌های قرمز حرم یا تکاندن غمهایشان زیر یکی از ایوانها، بخشی از وجودشان را جایی در صحن جامع رضوی جا گذاشته اند، به امید اینکه باز طلبیده شوند.

[ 93/06/13 ] [ 8:11 ] [ رشیدی ] [ ]

چاهي‌ كه‌ امام‌ علي(ع) با آن‌ سخن‌ ميگفت

 

آبار علي نخلستاني در جنوب مدينه و محل ميقات مردم مدينه براي تشرف به حج است. اگرچه در انتساب اين منطقه نظرات مختلفي وجود دارد اما به هر حال به نظر مي‌رسد انتساب آن به حضرت علي (عليه السلام) مستندات بيشتري دارد.
 

 

[ 93/06/05 ] [ 7:45 ] [ رشیدی ] [ ]

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، 21 تیرماه امسال «رضا ولایی» از برجسته‌ترین شاگردان علامه حسن‌زاده آملی، به دیار باقی شتافت و در گلزار امامزاده ابراهیم(ع) شهر آمل به خاک سپرده شد.

در مراسم خاکسپاری این خیّر و عارف آملی، علاوه بر علی لاریجانی رئیس مجلس و ربیع فلاح جلودار استاندار مازندران، علامه حسن‌زاده آملی نیز حضور داشتند. علامه لقب «ابوسعید آملی» را به مرحوم ولایی داده بودند.

به مناسبت چهلمین روز درگذشت این شخصیت فقید،‌ تصاویری از آخرین دیدار استاد با شاگرد خویش منتشر می‌شود.

 

این عکس‌ها در تاریخ 28 فروردین امسال توسط «وبلاگ علامه دهر» گرفته شده است.

[ 93/06/04 ] [ 10:57 ] [ رشیدی ] [ ]

عرفان و معرفت، تنها سرچشمه‌ای است که از جوشش آن سرزمین جان‌ها سرزنده می‌شود و بذرهای محبت شکوفا و رابطه دوستی با خلق با خالق متعال محکم و با صفا.

اهمیت عارفان از آنجا بسیار نمودار و روشن است که هرکه به مقامی والا رسید از غیر دوست بی‌نیاز شد. به همین منظور، با استناد به کتاب «نشان از بی‌نشان‌ها» نوشته علی مقداد اصفهانی بر شرح احوال و شیوه سلوکی عارف سالک شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی نظر می‌افکنیم که در مجاورت حرم ثامن الحجج مدفون است.

در ادامه کرامتی از شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی برای علاقه‌مندان ذکر می‌کنیم:



یکی از آشنایان به نام سرهنگ عباسعلی میرزایی می‌گفت: سفری به مشهد مقدس رفته بودم و برای خرید کلاهی به دکان کلاه‌فروشی رفتم. صحبت از مرحوم حاج شیخ حسنعلی اصفهانی به میان آمد. کلاه‌فروش گفت: روز فوت مرحوم شیخ در دکان سلمانی بودم و یک نفر در صندلی اصلاح نشسته بود. چون سر و صدای تشییع‌کنندگان برخاست، مشتری پرسید چه خبر است؟ سلمانی گفت: جنازه حاج شیخ حسنعلی اصفهانی را تشییع می‌کنند. به محض شنیدن این خبر، مشتری آنچنان به فغان و ناله افتاد که تصور کردیم از منسوبان شیخ است. چون از او توضیح خواستیم، گفت من با این مرد بزرگ نسبتی ندارم، لیکن حکایتی میان من و او هست که این چنین موجب شوریدگی احوال من شده است. آنگاه داستان خود را اینگونه تعریف کرد:

پدرم در قریه «نخودک» کدخدا بود و من هم در اداره ژاندارمری کار می‌کردم. روزی حاج شیخ به پدرم فرموده بودند: اگر احتیاج نداری، از شغل کدخدایی استعفا کن. پدرم نیز به موجب توصیه حضرت شیخ از کار خود استعفاء کرد و چون من از ماوقع مطلع گشتم، بغضی از مرحوم شیخ در دلم پدید آمد و دیگران هم مرا به این دشمنی، تحریک و تشویق می‌کردند تا آنکه مصمم شدم ایشان را به قتل برسانم و چون گاهی از اوقات نیمه‌شب‌ها که از ماموریت خود باز می‌گشتم مرحوم شیخ را دیده بودم که تنها از ده خارج می‌شوند، بر آن شدم که در یکی از این شب‌ها ایشان را هدف گلوله سازم. اتفاقا، در یکی از شب‌های تاریک زمستانی که به طرف آبادی می‌آمدم، حضرت شیخ را دیدم که عبا بر سر کشیده و می‌خواهند از ده خارج شوند. با خود اندیشیدم که وقت مناسب فرا رسیده، اما بهتر است اندکی صبر کنم تا از ده دور شوند و صدای شلیک من کسی را آگاه نکند.

باری، مسافتی در عقب ایشان آهسته رفتم تا آنکه کاملاً از ده بیرون رفتند. در آن حال که خواستم تفنگ خود را به قصد شلیک از دوش بردارم، ناگهان حضرت شیخ روی به طرف من گردانیدند و فرمودند: حبیب کجا می‌آیی؟! بی‌اختیار گفتم: خدمت شما می‌آمدم و سخت از کار خود به وحشت افتادم. فرمودند: بیا تا با هم به زیارت اهل قبور برویم. بی‌درنگ پذیرفتم و به قبرستان ده که مسافتی فاصله داشت، رفتیم و فاتحه خواندیم. آنگاه حضرت شیخ فرمود: دوست داری که به شهر رویم و حضرت رضا علیه‌السلام را زیارت کنیم؟ عرض کردم: آری. فرمودند:‌دنبال من بیا. چند قدمی نرفته بودیم که دیدم پشت در صحن مطهر رسیدیم و چون درها بسته بود، اشارتی کردند و در باز شد،‌ ولی کسی را ندیدم که در را گشوده باشد، دستور دادند تا وضو بگیریم با آب جوی وضو ساختم و به سوی حرم مطهر روانه شدیم. در اینجا نیز درهای بسته با اشاره حضرت شیخ باز شدند و داخل حرم شدیم و زیارت کردیم و در هنگام بازگشت،‌درها یک به یک پشت سر ما بسته شد.

چون از صحن خارج شدیم، فرمودند: دوست می‌داری که امیرالمؤمنین علیه‌السلام را هم زیارت کنی؟ عرض کردم: آری و هنوز چند قدمی به دنبال ایشان نرفته بودم که در برابر صحن و حرم رسیدیم،‌ ولی من چون تا آن وقت به زیارت امیرالمؤمنین(ع) نرفته بودم، ابتدا آنجا را نشناختم،‌باری، درهای بسته صحن و حرم حضرت امیر(ع) هم به اشاره حضرت شیخ باز شد. زیارت کردیم و خارج شدیم، در این هنگام حضرت شیخ فرمودند: حبیب، شب گذشته است و تو هم خسته‌ای بهتر است که به «نخودک»‌باز گردیم. عرضه داشتم: آقا، هر چه صلاح می‌دانید، انجام دهید. باز پس از چند قدمی،‌ناگهان خود را در همان جای ملاقات نخستین یافتم. پس از آن به من فرمودند: حبیب، مبادا که تا من زنده‌ام از سرّ این شب با کسی چیزی در میان گذاری که موجب کوری چشمان تو خواهد شد و دیگر اینکه هیچ وقت نزد من نیا و هرگاه که مرا دیدی از دور سلامی بکن و والسلام. آیا این کراماتی که من از ایشان دیده‌ام جای آن نیست که چنین در ماتم این بزرگوار شیون و فغان کنم؟!

***

یکی از دوستان موثق می‌گفت: روز فوت مرحوم حاج شیخ حسنعلی اصفهانی، زنی مسیحی در مسیر جنازه به سر و سینه خود می‌زد و شیون می‌کرد. گفتم مگر تو مسیحی نیستی؟ چرا که این مرد، روحانی مسلمانان است. گفت: این دو دخترم که با من هستند چندی قبل به مرضی دچار شدند که هرچه مداوا کردیم فایده‌ای نداشت حتی پزشکان بیمارستان آمریکایی نیز این دو را جواب کردند، رفته رفته بیماریشان سخت‌تر شد.

بانوی همسایه که زنی مسلمان است چون حال پریشان مرا دید، گفت: برای شفای بیماران خود به قریه «نخودک» برو و از حاج شیخ حسنعلی اصفهانی که دم عیسی‌ دارد کمک بخواه. بیا چادر مرا سر کن و به آنجا برو. از روی استیصال چادر او را بر سر کردم و پرسان پرسان که به محل سکونت شیخ بود رسیدم، دیدم که جلوی در خانه نشسته و گروهی از حاجتمندان اطرافشان را گرفته‌اند من هم بدون اینکه مذهب خود را اظهار کنم پریشانی‌ام را گفتم.

حضرت شیخ فرمود: این دو انجیر را بگیر و به آن زن همسایه که مسلمان است بده تا با وضو آنها را به دختران تو بخوراند.

گفتم: قادر به خوردن چیزی نیستند فرمود: در آب حل کنند و به آنها بدهند. به شهر بازگشتم و انجیرها را به آن زن مسلمان دادم و او نیز همان دستور شیخ را عملی کرد ناگهان بعد از چند دقیقه چشم گشودند و شفا یافتند. آری چنین مردی از میان ما رفته است.

[ 93/05/29 ] [ 9:27 ] [ رشیدی ] [ ]


خودم خیلی اشک میریزم با این نوا

shab19-ramazan93-06.mp3

[ 93/05/23 ] [ 9:42 ] [ رشیدی ] [ ]
[ 93/05/23 ] [ 9:16 ] [ رشیدی ] [ ]

1 - يكى از اصحاب امام حسن عسكرى عليه السلام به نام ابوهارون حكايت كند:
روزى خدمت آن حضرت شرفياب شدم ، نوزادى را در حضور او ديدم - كه همچون ماه شب چهارده نورانى بود - قنداقه او را گرفتم و باز كردم ، ديدم كه ختنه شده است .
از پدرش امام عسكرى عليه السلام سؤال كردم كه چه وقت و چگونه ختنه شد؟
فرمود: اين نوزاد مهدى موعود است و او همانند ديگر ائمّه ختنه شده به دنيا آمده است ، چون هر يك از ما ائمّه ، ختنه شده وارد دنيا شده ايم ، ولى بجهت إجراى سنّت شريعت اسلام تيغ را بر محلّ ختنه گاه مى كشيم .

2 - دو نفر از خدمت گزاران امام حسن عسكرى عليه السلام به نام نسيم و ماريه حكايت كنند:
چون حضرت مهدى ، نوزاد امام حسن عسكرى عليهماالسلام تولّد يافت ، انگشت سبّابه خود را به نشانه يكتائى خداوند متعال به سوى آسمان بلند كرد و پس از آن عطسه اى نمود و اظهار داشت : ((الحمد للّه ربّ العالمين ، و صلّى اللّه على محمّد وآله )).
يعنى ؛ سپاس مخصوص پروردگار جهانيان است و درود بر محمّد و بر اهل بيتش باد؛ و سپس فرمود: ظالمان و ستمگران گمان كرده اند حجّت الهى بى زبان مى باشد!!
چنانچه خداوند اجازه سخن گفتن دهد، آن وقت شكّ و شبهه همگان برطرف مى گردد.

3 - امام محمّد باقر عليه السلام فرمود:
مهدى موعود (عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف ) چهار سيره و روش از چهار پيامبر از پيغمبران الهى را دارا مى باشد:
سنّت و روش حضرت موسى كليم عليه السلام كه ((خائفا يترقّب )) بود، يعنى ؛ خوفناك و هر لحظه در انتظار فرج و ظهور مى باشد.
سنّت و سيره حضرت عيسى مسيح عليه السلام كه گفتند: مرده است ولى فوت نكرد، بلكه غايب گرديد.
سنّت حضرت يوسف عليه السلام كه ناپديد شد.
سنّت و سيره جدّش ، حضرت رسول محمّد بن عبداللّه صلى الله عليه و آله كه با شمشير و جهاد قيام نمود و وظيفه خود را به پايان رساند.

4 - امام جعفر صادق عليه السلام فرمود:
هنگامى كه امام زمان (عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف ) ظهور نمايد و وارد شهر كوفه گردد، گوشه اى از مسجد كوفه را اشاره نمايد تا حفر نمايند؛ و چون آن محلّ را حفر كنند، تعداد دوازده هزار زره ، شمشير و سپر بيرون آورند.
سپس دوازده هزار نفر عرب و عجم از پيروان خود را - كه از شهرها و مناطق مختلف حضور يافته اند - دستور مى دهد تا هر كدام با آن سلاح ، مجهّز شوند و چون آماده گردند، دستور دهد: هركس در موقعيّت شما قرار نگرفت او را به هلاكت رسانيد - چون حجّت الهى بر همگان تمام شده است .5 - همچنين از حضرت صادق آل محمّد عليه السلام وارد شده است كه فرمود:
تمام علوم و فنون و تمام احكام و قوانين در بيست و هفت حرف خلاصه گشته است و توسّط پيامبران الهى عليهم السلام تنها دو حرف از آن حروف منتشر شده است و مردم غير از آن دو حرف چيز ديگرى را نمى دانند.
ولى هنگامى كه مهدى موعود، قائم آل محمّد (عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف ) ظهور نمايد بيست و پنج حرف نزد او باقى مانده است ؛ و آن حضرت مردم را نسبت به مجموع حروف آشنا مى نمايد و تمام قوانين و احكام شريعت مقدّس سعادت بخش اسلام را در آن جامعه به اجراء در خواهد آورد.

1-إكمال الدّين مرحوم صدوق : ص 434، ح 1، إعلام الورى طبرسى : ج 2، ص 217.
2-إكمال الدّين ص 430، ح 5، غيبة شيخ طوسى : ص 244، ح 211، إعلام الورى طبرسى : ج 2، ص 217.
3- غيبة طوسى : ص 428، ح 408، إكمال الدّين ص 326، ح 6 و ص ‍ 350، ح 46، إعلام الورى : ج 2، ص 232، س 14، و ص 231، س 8 و 233، س 1، با تفاوت .
4- اختصاص شيخ مفيد: ص 334.
5- مختصر بصائرالدّرجات : ص 117.

[ 93/05/19 ] [ 8:43 ] [ رشیدی ] [ ]

اسحاق بن عمّار گويد:
روزى محضر شريف امام جعفر صادق عليه السلام شرفياب شدم و پيرامون آيه شريفه قرآن : رَبّ فَأنْظِرْنى إلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ قالَ فَإنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرينَ إلى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ سؤال كردم كه آخرين روز مهلت حيات شيطان چه زمانى است ؟
حضرت فرمود: آيا فكر مى كنى تا قيامت و صحراى محشر باشد؟!
خير چنين نيست ، بلكه منظور روز ظهور و قيام قائم آل محمّد صلوات اللّه عليهم مى باشد؛ چون امام زمان (عجّ) را ظاهر گردد و قيام كند، وارد مسجد كوفه خواهد شد و شيطان در مقابل حضرت دو زانو مى نشيند و مى گويد: واى از اين روز كه چه روز سختى است .
پس از آن امام زمان عليه السلام او را به قتل مى رساند.
بنابراين مهلت شيطان تا آن روزى خواهد بود كه به دست پُر توان حضرت صاحب الزّمان (عجّ) به هلاكت اءبدى خواهد رسيد.

1-سوره حِجر: آيه 36 38.
2-تفسير عيّاشى : ج 2، ص 242، ح 14، بحارالا نوار: ج 63، ص 254، ح 116.

[ 93/05/19 ] [ 8:39 ] [ رشیدی ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم
مربي و معلم نفوس ، محيي القلوب
حضرت آيت الله داود صمدي آملي ( حفظه الله )
از شاگردان حضرت علامه ذوالفنون ، معلم عصر ، علامه حسن حسن زاده آملي (حفظه الله )مي باشد و سالياني تحت تربيت اين خضر راه سالکان مدارج کمال و معراج انساني بوده است .
حضرت استاد صمدي آملي تقريباً از 15 سال پيش شروع به برگزاري جلسات عمومي
و خصوصي و القاي معارف به نفوس شيفته الي الکمال فرمودند که ثمره آن جلسات
بيش از 5000 جلسه درسي در موضوعات مختلف عرفاني و معرفتي گرديد .
در طول اين ساليان دراز ايشان رنج سفر و سختي هاي ديگر را تحمل فرمودند و
با دهاني روزه براي تاثير بيشتر سخن معارف انساني را براي ما به يادگار
گذاشتند .
خوشبختانه از همان ابتدا جلسات ايشان ضبط مي شده و هم اکنون در سراسر
ايران بلکه خارج از ايران ره نماي و راه گشاي سالکان طريقت و حقيقت ميباشد .
کمتر کسي پيدا مي شود که با گوش نمودن حتي جلساتي اندک ، شيفته ي ايشان
نگردد و به خيل عظيم شاگردان اين بزرگ مرد عرفان شيعي نپيوندد .
اَلسَّـــلامُ عــلَيــكَ يــا « حُجَّـــةَ اللهِ » فـــي أرضِـــهِ
لینک دوستان
امکانات وب