X
تبلیغات
معرفت نفس
آخرین مطالب
7:37
602
سومین همایش 'طبیب روحانی و بزرگداشت علامه حسن‌زاده آملی برگزار گردید
سومین همایش 'طبیب روحانی و بزرگداشت علامه حسن‌زاده آملی' صبح امروز با حضور رئیس قوه قضائیه، علامه حسن‌زاده آملی و رئیس دانشگاه علوم پزشکی تهران در دانشگاه علوم پزشکی تهران برگزار شد

اسماعیل منصوری لاریجانی: بهم خوردن اعتدال نفس و جسم، باعث بروز بیماری می‌شود و هرکس از مسیر اعتدال خارج شد باید خود را بیمار تلقی کند/ ذکر خدا و طبیب روحانی بیمار را به مسیر اعتدال باز میگردانند

 رئیس قوه قضائیه: توحید در مکتوبات و آثار علامه موج می‌زند و تمامی آثار ایشان به مسیر عبودیت جهت دارد/ وجود توحید در عالمان ما سبب متفاوت شدن آثار آنها با آثار دیگر عالمان دنیا می‌شود

رئیس دانشگاه علوم پزشکی تهران: ما طبیبان جسمانی نیاز بیشتری به طبیب روحانی داریم تا از معرفت واقعی دور نشویم/ طبیبان جسمانی باید در کنار طبیبان روحانی به درمان بیماری‌های جسمی و روحی بپردازند

12:42
601
مرقد حضرت خوله (سلام الله علیها) دختر امام حسین (علیه السلام) خون گریست+ تصاویر

در طی یک مراسم عزاداری در ضریح حضرت خوله (سلام الله علیها)واقع در "بعلبک" لبنان ، ناگهان از دیوار های قبر خون سرازیر شد و پس از گذشت لحظاتی از اطراف ضریح نیز خون جاری شد.پس از این ماجرا صدها نفر از دوستداران اهل بیت (علیهم السلام) برای دیدن این صحنه به این ضریح شریف آمدند.

SHIA-NEWS.COM شیعه نیوز:

به گزارش «شیعه نیوز»، دیروز یکشنبه در طی یک مراسم عزاداری در ضریح حضرت خوله (سلام الله علیها) دختر امام حسین (علیه السلام) واقع در "بعلبک" لبنان ، ناگهان از دیوار های قبر خون سرازیر شد و پس از گذشت لحظاتی از اطراف ضریح نیز خون جاری شد.

پس از این ماجرا صدها نفر از دوستداران اهل بیت (علیهم السلام) برای دیدن این صحنه به این ضریح شریف آمدند.

حوادثی از این دست اخیرا در حال افزایش است به نحوی که مدتی پیش نیز تربت امام حسین (علیه السلام) در موزه ی کربلا تبدیل به خون شد.

بعد از شهادت جانسوز حضرت سید الشهدا (علیه السلام) در کربلا، یزیدیان؛ دختران و زنان اهل بیت (علیهم السلام) را به اسارت گرفته و از کربلا به کوفه و سپس به شام بردند. اهل بیت امام حسین (علیه السلام) در مسیر شام از شهرهای مختلف از جمله حمص و حلب و حماة و بعلبک عبور کردند. سیده خوله دختر امام حسین (علیه السلام) در شهر بعلبک رحلت کرده و پیکر مطهرش را در همین شهر به خاک سپردند. هم اکنون مرقد مطهر ایشان زیارت گاه عاشقان و شیعیان در این منطقه است.

















8:30
600
سومین همایش طبیب روحانی با محوریت آیت الله علامه حسن زاده آملی

سومین همایش طبیب روحانی


 

سومین دوره همایش طبیب روحانی با مشارکت بسیج ادارات دانشگاه تهران این بار با محوریت آیت الله حسن زاده آملی ُبا حضور ریاست محترم سازمان بسیج جامعه پزشکی تهران بزرگ، ریاست محترم دانشگاه تهران، ریاست محترم قوه قضائیه، مسئول نهاد رهبری دانشگاه تهران، معاونت فرهنگی دانشگاه تهران و تنی چند از مسئولین کشوری و لشکری برگزار میگردد.

زمان: پنجشنبه 26 اردیبهشت، ساعت 8 الی 12
مکان: تهران، بلوار کشاورز، خیابان قدس، دانشگاه علوم پزشکی تهران، سالن آمفی تئاتر

[دانلود الهی نامه علامه حسن آملی]
11:1
599
این نبش قبر، عقده ی دیرینه ی شماست

شعر: این نبش قبر، عقده ی دیرینه ی شماست

مسعود یوسف پور در جديدترين سروده خود را به موضوع نبش قبر حجر ابن عدي توسط جريان سلفي فعال در سوريه اختصاص داده است:

این نبش قبر، عقده ی دیرینه ی شماست

 

این ها گواهِ جنگ علیه خودِ خداست

وهاّبیان پست! چرا بس نمی کنید
اندازه ی خصومت یک قوم تا کجاست؟
گیرم که نبش قبر کنیدش، چه فایده؟
دیگر مزارِ ابن عدی در قلوب ماست ...
"یک عده آمدند پی نبش قبر"، آه
این حرفها چقدر برای من آشناست
تاریخ چند صفحه ورق خورد تا رسید
آنجا که دور قبر غریبی سر و صداست ...
تا نبش قبر فاطمه راهی نداشتند
دیدند ذوالفقار به دستان مرتضاست
ذهنم دوباره رفت به جایی شبیه این
حرف مدینه نیست دگر، حرف کربلاست
ده نیزه دار دور و برِ قبر کوچکی
حلقه زدند... لشگر دشمن چه بی حیاست
حالا رباب مانده و یک شیرخواره که
مثل سرِ حسین، سرش روی نیزه هاست...
9:43
598

7:50
597

7:46
596
کلیپ صوتی شاها تویی امیرعالم
شاها تویی امیرعالم

کلیپ صوتی شاها تویی امیرعالم

وفات ام البنین(س) 1392 بین الحرمین

از سیدمجید بنی فاطمه

7:42
595
کلیپ صوتی حالا چند روزه ... از حضرت زهرا سلام الله علیها
حالا چند روزه

کلیپ صوتی حالا چند روزه ... از حضرت زهرا سلام الله علیها

هفتگی 31 فروردین 92 روضة العباس(ع)

از حاج حسین سیب سرخی

10:27
594
نبش قبر صحابه خاص امام علی(ع) +تصاویر

تروریستهای وهابی در جدیدترین جنایت خود در سوریه اقدام به نقش قبر یکی از اصحاب خاص حضرت امام علی(ع) نمودند.

 آرامگاه «حجربن عدی کندی» که در سال 51 یا 53 به دستور معاویه به شهادت رسید، از سوی مزدوران و تروریستهای سوری نبش قبر شد.

مرقد ایشان در منطقه "عدرا" در نزدیکی دمشق قرار دارد.

گروهک های تروریستی، ابتدا ضریح حجر بن عدی را تخریب و پس از آن نبش قبر کردند.



یک رسانه لبنانی اعلام کرد: جسد مطهر حجر بن عدی هنوز سالم بوده و تروریست ها جسد این شیعه امیرالمؤمنین (ع) را به مکانی نامعلوم منتقل کرده اند.

حجربن عدی کندی در نوجوانى همراه برادرش "هانى بن عدى" به حضور پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله شرفیاب شد و به آئین اسلام گروید. او از دوران حیات پیامبر چیزى درک نکرد و پس از زمان اندکى که از مسلمانانى او مى گذشت پیامبر از دنیا رفت و در جنگهاى زمان آن حضرت نیز اسم او به چشم نمى خورد، ولى در فتح شام یکى از سربازان فاتح بود و هم او بود که "مرج عذرا" را فتح کرد و نیز در جنگ قادسیه شرکت داشت. در جریان فتح مدائن او بود که به رود دجله زد و عبور کرد.

او در عین رزم جوئى، مرد تقوى و نیایش و معنویت بود و به همین سبب او را حجر الخیر مى نامیدند، او نسبت به مادرش همواره نیکى مى کرد و نماز و روزه فراوان انجام مى داد. او هرگز بى وضو نمى ماند و هر وقت وضو مى گرفت، نماز مى خواند. دعاى او در پیشگاه، پروردگار به هدف اجابت مى رسید.

 


حجر مرد هدف و عقیده بود، او به مردان حق و فضیلت عشق مى ورزید، او هنگام مرگ "ابوذر" در ربذه همراه اشتر بر بالینى او حاضر شد، آرى مردان خدا از همرزمان خود چنین یاد مى کنند! حجر شیفته حق و عدالت و تشنه فضیلت و مردانگى و پیرو راستین اسلام بود و همه این ها را در وجود على مى دید.

حجر در زمان علی(ع)

او در میان یاران حضرت على (علیه السلام) نمونه بود. او در مدت خلافت امیر مؤمنان (علیه السلام) در هر سه جنگ صفین، نهروان و جمل در رکاب آنحضرت شمشیر مى زد او پیش از شروع جنگ صفین، روزى پشتیبانى خود را از امیر مؤمنان (علیه السلام) چنین اعلام کرد "ما زاده جنگ و فرزندان شمشیریم مى دانیم جنگ را از کجا باید شروع کرد و چگونه از آن بهره بردارى نمود، ما با جنگ بزرگ شده و آن را آزموده زود شناخیتم ما داراى یاران نیک، خویشاوندان و عشیره فراوان، رأى آزموده و نیروى پسندیده اى هستیم اینک اختیار ما در دست توست، اگر به شرق یا غرب جهان بروى، در رکاب تو هستیم و هر چه دستور بدهى اطاعت مى کنیم. امیر مؤمنان (علیه السلام) از این وفادارى خوشحال شد و درباره او دعا کرد. یکى از افتخارات وى مقابله با ضحاک یکى از فرماندهان نامدار شام بود که در این نبرد پیروز شد.

حجر در جنگ صفین از طرف امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمانده قبیله کنده بود و در جنگ نهروان فرماندهی میسره‌ی لشگر امام را بر عهده داشت.

 


بعد از شهادت حضرت على (علیه السلام) و جریان صلح تحمیلى بر امام حسن (علیه السلام) حاکمان شهرها به دستور معاویه شروع به شکنجه و آزار شیعیان حضرت على (علیه السلام) کردند یکى زا این حاکمان مغیره بود که چون از محبوبیت عمومى و شایستگى و فضیلت حجر آگاه بود ناگزیر به آن اعتراف مى کرد و مى گفت نمى خواهم بهترین مردان شهر را بکشم تا آنان را در پیشگاه خدا سعادتمند گردند و من بدبخت و تبهکار! او اضافه کرد با قتل حجر و یاران او معاویه در دنیا به عزت و آقائى مى رسد ولى مغیره روز قیامت ذلیل و مغذب مى گردد.

پس از شهادت امام مجتبی علیه السلام و رفت و آمد بزرگان عراق و اشراف حجاز با امام حسین علیه السلام دست‌نشاندگان معاویه به دستور او سختگیری بیشتری نسبت به شیعیان، به‌خصوص شیعیان کوفه می‌کردند و بعضی از چهره های سرشناس شیعه را به بهانه های پوچ و بی اساس به قتل می‌رساندند. یکی از آنان حجربن عدی کندی بود.

بیان حجر در رثای علی

حجر بن عدى فرداى ضربت خوردن مولاى متقیان چنین گفت: تأسف و اندوه من بخاطر سرور پرهیزگاران، پدر پاکان، و شیر مرد پاکیزه خوئى است که او را کافرى پست و گمراه، و دور از رحمت خدا و گنهکارى مفسد و سنگدل کشت. لعنت خدا بر کسى باد که از شما خاندان دورى کند، زیرا شما از خاندان پیامبر راهنما و نقطه امید من در روز رستاخیز است.

خبر شهادت

چشمان نافذ و بصیر امیر مؤمنان (علیه السلام) به سوى حجر دوخته شد و او را مخاطب ساخته و فرمود: "چگونه خواهى بود هنگامى که تو را به تبرى از من فرا خوانند و چه خواهى گفت در آن حال که از تو بخواهند پیوند دوستى ات را از من بگسلى؟ حجر پاسخ داد: به خدا سوگند، اگر با شمشیر بدنم را پاره پاره کنند و اگر خرمنى از آتش بیفروزند تا مرا در آن بیندازند، تمام اینها را قبول مى کند ولى تبرى از تو را، نه! حضرت على (علیه السلام) شهادت حجر و یارانش را پیشگوئى کرد و فرمود: اهل کوفه! هفت نفر از بهترین مردان شما در عذراء کشته خواهند شد و وضع آنان مانند اصحاب اخدود خواهد بود.

زیاد به حکمرانی منصوب می شود

در سال 50 هجرى دست مرگ طومار عمر مغیره بن شعبه را در هم نوردید و معاویه "زیاد بن ابیه" برادر خوانده بد نام و سفاک خود را که حکمران بصره بود به حکمرانى کوفه نیز منصوب نمود. اما با چنان اعتراض سختى و مبارزه بى امانى از جانب جهر مواجه شد که بر فراز منبر رفت و چنین گفت اگر نتوانم این قریه ناچیز (یعنى کوفه) را از شر تحریکات حجر حفظ کنم مرد نیستم! من بلائى بر سر حجر بیاورم که براى آیندگان عبرت باشد! اما با سرسختى حجر و یارانش مواجه شد و ناگزیر پس از تلاشهاى فراوان از دستگیرى وى نا امید شد اما با بى وفائى و خیانت کوفیان چندى بعد حجر مجبور شد در عوض دادن امان نامه از ظرف زیاد خود را تسیلیم کند چون همرزمان حجر بازداشت و سرکوب شدند زیاد براى اینکه معاویه را به کشتن حجر وا دارد شروع به جمع آورى شهادتهاى دروغ و طومارى بى اساس بر ضد حجر و همرزمانش کرد. و سرانجام حجر و یازده تن از یارانش را به شام حرکت داد و در نتیجه هفت تن از همراهان حجر آزاد و باقى به مرگ محکوم شدند.

دو رکعت عشق

هنگامى که نوبت قتل حجر وفادار و بزرگوار رسید از دژخیم خود اجازه خواست دو رکعت نماز بخواند، او موافقت کرد، حجر به نماز ایستاد و نماز را طول داد پرسیدند آیا از ترس مرگ نماز را طول دادى گفت: "به خدا سوگند در عمرم هر وقت وضو گرفته ام، دو رکعت نماز خوانده ام و هرگز نمازى به این کوتاهى نخوانده ام و براى اینکه خیال نکنید من از مرگ مى ترسم به این کوتاهى خواندم و بعد گفت پس از مرگ من، زنجیر از دست و پایم باز نکنید و خون پیکرم را نشوئید زیرا مى خواهم روز رستاخیز با همین وضع با معاویه روبرو شوم"! خبر شهادت جانگداز حجر دلیر و همرزمانش بازتاب وسیع داشت. من جمله اعتراض شدید امام حسین (علیه السلام) به معاویه در این بین عایشه نیز معترض بود و شخصى را نزد معاویه فرستاده بود با مانع کشتن حجر شود اما کار از کار گذشته بود اما عایشه به معاویه گفت: از پیامبر اسلام شنیدم که فرمود: بعد از من هفت کشته مى شوند که خدا و اهل آسمان از قتل آنان خشمگین خواهند شد و چنین شد چه بسا هنگام مرگ معاویه او دچار کابو وحشتناکى شده بود و در حالى که به شدت دچار تشنج و درد بود تکرار مى کرد: "اى حجر! مؤاخذه و گرفتارى من به خاطر تو طولانى خواهد بود".

تاثیر شهادت حجر

شهادت حجر تأثیر بسیاری بر روحیه مردم گذاشت و موج نفرت از خاندان اموی سراسر جامعه اسلامی را فرا گرفت، به طوری که عایشه هنگامی که در مراسم حج با معاویه ملاقات کرد، به او گفت:« چرا حجر و یاران او را کشتی و از خود شکیبایی نشان ندادی؟ از رسول خدا شنیدم که فرمود در « مرج عذراء » جماعتی کشته می شوند که فرشتگان آسمان از کشته شدن آنها خشمگین خواهند شد.»

معاویه برای این که عمل خود را توجیه کند گفت:« در آن زمان هیچ مرد عاقل و کاردانی نزد من نبود تا مرا از این کار باز دارد.»

15:19
593
دلگویه زیارت حرم ثامن الحجج

 

 مولاي من! تو را امام غريب مي‌نامند، مي‌دانم بد ميزباني بودند و در مهمان‌نوازي وفا نكردند.
مولاي من! بعد از گذشت روزگار، حال تو ميزبان ما هستي؛ تو ميزبان گريه‌ها و نيازها؛ غم‌ها و دلتنگي‌هاي ما هستي.
تو كه غريبي را احساس كرده‌اي! حال غريبه‌ها به آستان كرم تو چشم دوخته‌اند و به دستان پر مهرت توسل كرده‌اند.
مولاي من! مي‌خواهم از زائراني بگويم كه جاده به جاده و شهر به شهر گذشته‌اند تا نفسي مهمان شوند و از مي عشق تو بنوشند.
مولاي من! مي‌خواهم از سنگفرش آستان مقدّست بگويم كه سجده‌گاه قدوم مهمانانت شده است؛ از كبوتران عاشقي كه گرداگرد حرم پاك تو مي‌چرخند و تو را طواف مي‌كنند؛ از نسيم بگويم كه بيرق گنبدت را بوسه‌اران مي‌كند و عطر دلرباي تو و اشك تمناي زائرانت را به اوج افلاك مي‌برد.
مولاي من! مي‌خواهم از آسمان بگويم كه هر روز نه، هر ساعت نه، هر لحظه و ثانيه از تو جان مي‌گيرد و در پيشگاه شكوه تو جان مي‌دهد.
اي آفتاب مهرباني! مي‌خواهم از خورشيد بگويم كه هر طلوع با انوار خود به پنجره فولاد تو چنگ مي‌زند و از ضريح تو نور مي‌گيرد.
اي حجت خدا ! خوش به حال جاده كه از قدوم زائرانت بغض تنهايي خود را مي‌شكند و خاك پايشان را به سينه زخم‌آلود خود مي‌زند كه عمري است از طواف تو جا مانده است.
خوش به حال رواق‌ها، درها و ديوارهايي كه از نفس مهمانانت پَِر مي‌گيرند و به ضريح پاك تو مي‌رسند.خوش به حال مناره‌ها وكاشي‌ها!
حال اي شمس‌الشموس، از راه دور به ميعادگاه عاشقي تو چشم دوخته‌ايم تا از جام كرامتت جرعه‌اي بنوشيم.
ما را بي‌نصيب مگردان!
9:51
592
مجموعه پیامکهای زیارتی امام الرئوف علی ابن موسی الرضا (ع)

کفترا پر بزنین به دور گنبد طلا
دور گنبد بشینین نیابت از کرب و بلا
پر و بالهاتون رو با هم وا کنید
دل به هم بدید همه آوا کنید
ذکر یا امام رضا امام رضا
به زبون بگیرید و صفا کنید

مشهد آن شهر علی موسی الرضا
آن که باشد قبله حاجات ما
تا به مشهد پای کوبان می رویم
در حرم با چشم گریان می رویم
قطعه ای از خاک زیبای بهشت
بهتر از هر معبد و دیر و کنشت
قطعه ای از خاک زیبای بهشت
وصف آن را با طلا بـاید نوشـت

زآستان رضا سرخط امان دارم
رخ نیاز بر این پاک آستان دارم
اگر چه کم زغبارم، به شوق نکهت گل
همیشه جای، در این طرفه بوستان دارم
ز تیر حادثه مرغی شکسته بال و پرم
درین چمن به صد امید آشیان دارم

بر در دوست به امید پناه آمده‎ایم
همره خیل غم و حسرت و آه آمده‎ایم
چون ندیدیم پناهى به همه مُلک جهان
لاجرم سوى رضا بهر پناه آمده ‎ایم

هر چند حال و روز زمین و زمان بد است
یک تکه از بهشت در آغوش مشهد است
حتی اگر به آخر خط هم رسیده ای
آنجا برای عشق شروعی مجدد است

غم های زمانه ام که بی حد باشد
یا آب و هوای دل من بد باشد
در تَق تَقِ این قطار حل خواهد شد
وقتی حرکت به سمت “مشهد” باشد !

السلام ای حضرت سلطان عشق
یا علی موسی الرضا ، ای جان عشق
السلام ای بهر عاشق سرنوشت
السلام ای تربتت باغ بهشت

خورشید به من بتاب و تطهیرم کن
آیینه کن و بشکن و تکثیرم کن
یک بار سر سفره لطف و کرمت
بنشانم و یک عمر نمک گیرم کن

ای صفای حرمت بیشتر از کوی بهشت
به مشامم رسد از تربت تو بوی بهشت
باغ جنت به دل انگیزی درگاه تو نیست
می برد دل بخدا کوی تو از کوی بهشت
گفته ای هرکه زیارت کند از صدق مرا
میکنم بدرقه اش تا در مینوی بهشت
به امید کرمت در حرمت آمده ام
نا امیدم منما ای گل خوشبوی بهشت
بخدا دلخوشیم مهر و تولای شماست
جذبه مهر شما میکِشدم سوی بهشت

زائری بارانی ام، آقا به دادم میرسی؟
بی پناهم،خسته ام،تنها، به دادم میرسی؟
گر چه آهو نیستم اما پر از دلتنگی ام
ضامن چشمان آهوها به دادم میرسی؟

بـاز عنـایت شــده لـطـف خـدا / باز شــدم زائـــر کـوی رضــــا
رفـتم و دیدم کـه بـه چشمان تر / گــرد رواقــش هــمــه در الـتجا
بــه یــاد یـاران و عـزیـزان همه / در آســتــان او شـــدم در دعـــا

زائرین قبله ی هفتم رضا هستیم و حال
از جوارش رو به سوی خانمان آورده ایم
بهتر از هر ارمغانی ای محبان رضا
ما غبار از تربت آن آستان آورده ایم
هم سلام دوستان در پیشگاهش برده ایم
هم جواب از آن امام مهربان آورده ایم

امروز که سر بر حرمت می آیم
انگار تمام عشق کامل شده است
ای ضامن آهو! به غریبی سوگند
دل کندن ازاین ضریح مشکل شده است

شمع جمع شاپرکهایی رضا
ای کلید ساده مشکل گشا
آن گل زیبا گل خوشبو تویی
ای رضا جان، ضامن آهو تویی
با نگاهت چون کبوتر کن، مرا
تا بگیرم اوج، خوشحال و رها

باز عنایت شـده لطف خدا
باز شـدم زائـر کوی رضا
رفتم و دیدم کـه به چشمان تر
گـرد رواقـش هـمه در التجا
به یاد یاران و عزیزان همه
در آستان او شدم در دعا


کبوتر وار می آیم به آب و دانه ای دل خوش
عطش دیده ، ترک خورده ، به سقا خانه ای دل خوش
دلم خورشید می خواهد ، هوای گنبدت کرده
دوباره برنگشته دل ، هوای مشهدت کرده

حاشا که سر از پای رضا برداریم
دست از سر سودای رضا برداریم
حاشا که به محشر به تمنای بهشت
چشم از رخ زیبای رضا برداریم

9:20
591
توصیه‌های حضرت آیت‌الله العظمی محمدتقی بهجت‌(ره) در باب زیارت امام هشتم

جمع کثیری از زائران و عاشقان اهل‌بیت(ع) به زیارت امام هشتم می‌روند از این رو بر آن شدیم تا توصیه‌های حضرت آیت‌الله العظمی محمدتقی بهجت‌(ره) را از کتاب «برگی از دفتر آفتاب» در باب زیارت این امام همام ذکر کنیم تا ان‌شاءالله سفری پربار و معنوی برای زائران رقم بخورد.

۱- زیارت شما قلبی باشد. در موقع ورود اذن دخول بخواهید، اگر حال داشتید به حرم بروید. هنگامی که از حضرت رضا علیه‌السلام اذن دخول می‌طلبید و می‌گویید:

«أأدخل یا حجة الله: ای حجت خدا، آیا وارد شوم؟»

زیارت امام رضا علیه‌السلام از زیارت امام حسین علیه‌السلام بالاتر است، چرا که بسیاری از مسلمانان به زیارت امام حسین علیه‌السلام می‌روند. ولی فقط شیعیان اثنی عشری به زیارت حضرت امام رضا علیه‌السلام می‌آیند.

۲- به قلبتان مراجعه کنید و ببینید آیا تحولی در آن به وجود آمده و تغییر یافته است یا نه؟ اگر تغییر حال در شما بود، حضرت علیه‌السلام به شما اجازه داده است. اذن دخول حضرت سیدالشهداء علیه‌السلام گریه است، اگر اشک آمد امام حسین علیه‌السلام اذن دخول داده‌اند و وارد شوید.

۳- اگر حال داشتید به حرم وارد شوید. اگر هیچ تغییری در دل شما به وجود نیامد و دیدید حالتان مساعد نیست، بهتر است به کار مستحبی دیگری بپردازید. سه روز روزه بگیرید و غسل کنید و بعد به حرم بروید و دوباره از حضرت اجازه ورود بخواهید.

۴- بسیاری از حضرت رضا علیه‌السلام سؤال کردند و خواستند و جواب شنیدند، در نجف، در کربلا، در مشهد مقدس،- هم همین طور – کسی مادرش را به کول می‌گرفت و به حرم می‌برد. چیزهای عجیبی را می‌دید.

۵- ملتفت باشید! معتقد باشید! شفا دادن الی ماشاءالله به تحقق پیوسته. یکی از معاودین عراقی غده‌ای داشت و می‌بایستی مورد عمل جراحی قرار می‌گرفت. خطرناک بود، از آقا امام رضا(ع) خواست او را شفا بدهد، شب، حضرت معصومه علیهاالسلام را در خواب دید که به وی فرمود: «غده خوب می‌شود. احتیاج به عمل ندارد!» ارتباط خواهر و برادر را ببینید که از برادر خواسته، خواهر جوابش را داده است.

۶- همه زیارتنامه‌ها مورد تأیید هستند. زیارت جامعه کبیره را بخوانید. زیارت امین الله مهم است. -قلب شما- این زیارات را بخواند. با زبان قلب خود بخوانید. لازم نیست حوائج خود را در محضر امام علیه‌السلام بشمرید. حضرت علیه‌السلام می‌دانند! مبالغه در دعاها نکنید! زیارت قلبی باشد. امام رضا علیه‌السلام به کسی فرمودند: «از بعضی گریه‌ها ناراحت هستم!»

۷- یکی از بزرگان می‌گوید، من به دو چیز امیدوارم؛ نخست آنکه قرآن را با کسالت نخوانده‌ام. بر خلاف بعضی که قرآن را آنچنان می‌خوانند که گویی شاهنامه می‌خوانند. قرآن کریم موجودی است شبیه عترت. دوم، در مجلس عزاداری حضرت سیدالشهداء گریه کرده‌ام.

حضرت آیت‌الله العظمی بروجردی رحمة‌الله علیه مبتلا به درد چشم شدند، فرمودند: «در روز عاشورا مقداری از گِلِ عزاداری امام حسین علیه‌السلام را بر چشمان خود مالیدم، دیگر در عمرم مبتلا به درد چشم نشدم و از عینک هم استفاده نکردم!»

پس از حادثه بمب گذاری در حرم مطهر حضرت رضا علیه‌السلام حضرت به خواب کسی آمدند، سؤال شد.

«در آن زمان شما کجا بودید؟ فرمودند: کربلا بودم.»

این جمله دو معنی دارد:

معنی اول این که حضرت رضا علیه‌السلام آن روز به کربلا رفته بودند.

معنی دوم یعنی این حادثه در کربلا هم تکرار شده است. دشمنان به صحن امام حسین علیه‌السلام ریختند و ضریح را خراب کردند و در آنجا آتش روشن کردند!

۸- کسی وارد حرم حضرت رضا علیه‌السلام شد، متوجه شد سیدی نورانی در جلوی او مشغول خواندن زیارتنامه می‌باشد، نزدیک او شد و متوجه شد که ایشان اسامی معصومین – سلام الله علیهم – را یک یک با سلام ذکر می‌فرمایند. هنگامی که به نام مبارک امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ رسیدند سکوت کردند! آن کس متوجه شد که آن سید بزرگوار خود مولایمان امام زمان سلام الله علیه و ارواحنا له الفداء است.

۹- در همین حرم حضرت رضا علیه‌السلام چه کراماتی مشاهده شده است. کسی در رؤیا دید که به حرم حضرت رضا علیه‌السلام مشرف شده و متوجه شد که گنبد حرم شکافته شد و حضرت عیسی و حضرت مریم علیهماالسلام از آنجا وارد حرم شدند. تختی گذاشتند و آن دو بر آن نشستند و حضرت رضا علیه‌السلام را زیارت کردند.

روز بعد آن کس در بیداری به حرم مشرف شد. ناگهان متوجه شد حرم کاملاً خلوت است! حضرت عیسی و حضرت مریم علیهماالسلام از گنبد وارد حرم شدند و بر تختی نشستند و حضرت رضا علیه‌السلام را زیارت کردند. زیارت‌نامه می‌خواندند. همین زیارت‌نامه معمولی را می‌خواندند! پس از خواندن زیارت‌نامه از همان بالای گنبد برگشتند. دوباره وضع عادی شد و قیل و قال شروع شد حال آیا حضرت رضا علیه‌السلام وفات کرده است؟

۱۰- حرف آخر این که: عمل کنیم به هر آنچه که می‌دانیم. احتیاط کنیم در آنچه خوب نمی‌دانیم. با عصای احتیاط حرکت کنیم.

9:13
590
آداب زيارت امام رضا عليه السلام

آداب زيارت امام رضا عليه السلام

۱- معرفت و شناخت امام(ع)
كسي كه بر چشمه آبي وارد مي شود، به اندازه ظرفي كه به همراه دارد، از آن چشمه بهره مي گيرد و زائري كه به زيارت امام مي آيد به اندازه شناخت و معرفتي كه دارد، از زيارت خويش سود مي برد. پس پيش از هر چيز ، سطح شناخت و آگاهي خود را درباره امام بالا ببريم و قبل از ورود به ميهماني، صاحب خانه، خصوصيات اخلاقي و رفتاري او و نيز انتظارات و خواسته هاي وي را بشناسيم.
2- طهارت روحي
يكي از بزرگترين ويژگي هاي اهل بيت (ع) طهارت و پاكي آنان از هر گناه و كاستي است و دوست دارند كه ميهمانان آنان نيز ازگناه پاكيزه باشند. شايسته است كه زائر امام، قبل از ورود به حرم ، بيشترين سعي خود را براي كسب طهارت و پاكيزگي روحي انجام دهد. برخي آلودگي هاي انسان مربوط به سستي در انجام واجبات، سهل انگاري در نماز و روزه و ارتكاب برخي محرّمات است كه بايد به درگاه خدا توبه كرد و به راستي تصميم گرفت كه گذشته را جبران كرده، در آينده به گناه و آلودگي نزديك نشود.
بخشي ديگر از آلودگي هاي انسان مربوط به ناديده گرفتن حقوق ديگران ، بي احترامي به پدر و مادر، ضايع ساختن حق برادر و خواهر، قطع ارتباط با خويشاوندان و تصرّف در اموال يتيمان وكودكان و بي اعتنايي به حقوق همسر و فرزندان و...است كه توبه از اين گونه گناهان – علاوه بر ندامت قلبي و باطني- به اين است كه آن حقوق ضايع شده را در عمل جبران كند وتصميم بگيرد رضايت صاحبان حق را به دست آورد.
3- طهارت جسمي
لباس و بدن پاكيزه، از آداب اعمال عبادي است و چون حرم امامان مكاني است كه براي عبادت و بندگي خدا مهّيا شده است و محضر امام، محضر ولي خداست، بايد نهايت پاكي و طهارت را رعايت كرد و علاوه بر آن، پيش از ورود به حرم (غسل زيارت) كرد و وضو گرفت.
«غسل» به نيّت پاكي از همه آلودگي ها يي كه نياز به غسل داشته است و ممكن است آن را فراموش كرده باشد و نيز به نيت آمادگي براي زيارت امام و نيايش به درگاه الهي.
4- آمادگي روحي و عاطفي
علاوه بر طهارت جسمي و معنوي، برخي از اعمال، زمينه روحي زائر را براي زيارت آماده مي سازد، از آن جمله است كمك به نيازمندان و ياري رساندن به ديگر زائرين. يكي از راه هاي ايجاد آمادگي روحي و معنوي براي كساني كه به صورت گروهي و كارواني به زيارت مي آيند، ياري رساندن به همراهان و فراهم آوردن زمينه آسايش و زيارت براي آنان است.
در حالات امام خميني (ره) نوشته اند كه وقتي در دوره جواني همراه دوستان خود به زيارت حضرت رضا (ع) مشرف شده بودند، وقتي همه با هم به زيارت مي رفتند، امام زودتر از ديگران به اتاق محل سكونت باز مي گشت، اتاق را تميز مي كرد و امكانات پذيرايي را فراهم مي آورد تا وقتي همراهرن از راه مي رسند، با نوشيدن چاي و استراحت، خستگي از تن آنان بيرون رود. خدمت به زائرين و دوستان حضرت رضا (ع) به معناي خدمت به خود آن حضرت است و راه خوبي براي جلب توجه و عنايت خاص آن حضرت است.
5- زيارت و عرض سلام و ارادت
حساس ترين مرحله زيارت، همين مرحله است كه زائر پس از رعايت آداب زيارت و كسب طهارت ظاهري و باطني، با نيتي خالص و به هدف اطاعت از خداوند، به اظهار موّدت و دوستي با اهل بيت پرداخته و در برابر ضريح آن بزرگوار با ادب و احترام ايستاده يا زانو زده است.
دعا، هم مي تواند به فارسي باشد و هم به عربي و بهترين دعا، دعاهايي است كه از امامان معصوم (ع) و بزرگان روايت شده اشت، مانند زيارت « امين الله » يا « زيارت جامه كبيره» و يا « زيارت مخصوص حضرت رضا (ع) ».
6- نماز به درگاه الهي
پس از قرائت دعا و زيارت امام (ع) ، دو ركعت نماز همانند نماز صبح توصيه شده است. نماز، تنها براي عبادت خداوند و تقرب به سوي اوست، امّا ثواب آن به پيشگاه امام (ع) هديه مي گردد.
7- دعا و نيايش به پيشگاه پروردگار
در روايات چنين آمده است كه دعا و راز و نياز با خداوند و در خواست حاجت هاي خود از پيشگاه پروردگار ، مغز و روح عبادت است. پس از زيارت و نماز،فضاي ذهني زائر براي درخواست حاجت هاي خود از خداوند كاملاً آماده است.
در محضر امام و فضاي معنوي حرم و پس از آمادگي هاي روحي و معنوي، بايد دست ها را به سوي آسمان _ محل نزول رحمت الهي _ بلند كرد و به گونه اي كه براي ديگران مزاحمت ايجاد نشود، بايد يكايك درخواست هاي خود را به ساحت خداي يگانه و امام معصوم (ع) عرضه داشت؛ چرا كه زمينه براي نزول لطف و رحمت الهي در چنين فضاي ملكوتي آماده و مهيّا است.
8- پيمان صداقت و بندگي به درگاه خدا
از جمله عواملي كه مي تواند در استجابت دعاهاي زائر مؤثر باشد، اين است كه در محضر امام (ع) با خدا عهد و پيمان ببندد كه واجباتش را انجام دهد و از گناهان دوري نمايد، حقوق ديگران را ادا كند و براي فرج و ظهور امام زمان (عج) و نيز پيروزي مسلمانان در سراسر عالم دعا كند.
هر زائري، خود ، مي داند كه در زمينه اي از زمينه هاي ديني كمبود دارد ، مثلاً يكي در اقامه نماز كوتاهي كرده است، ديگري در مورد روزه و سومي در زمينه حجاب و عفاف و چهارمي درباره حق پدر، مادر، همسر، فرزند و ... .
9-دعا براي ظهور حضرت مهدي(عج)
انسان هاي صالح، همواره از ظلم و فساد و گناهي كه در جامعه بشري جريان دارد ، ناراحت هستند و مي دانند كه بهترين كسي كه مي تواند بشر را از اين ظلم و فساد گسترده نجات بخشد، امام زمان (عج) است و از اين رو در دعاهاي خود براي ظهور آن حضرت دعا مي كنند و منتظر ظهور آن بزرگوار مي باشند.

11:13
589
دلنوشته جمکران
با سلام  و احترام

نمیدونم اصلا درسته بنویسم یا ...

چند روز بود خیلی دلم جمکرانی بود

خیلی دلم هوس زیارت امام زمانمون رو کرده بود

یادتونه کی رو میگم

از کدوم بزرگوار میگم

همون که همش به لفظ ازش دم میزنیم

همون که براش به سینه و سر میزنیم

همون که میگم آقا این کار خیر برای تو

همون که براش نذری میدیم

خلاصه بگم صاحب العصر و الزمان عجل الله تعالی فرج الشریف

---------

همون امام خوبیها

همون عزیز دل زهرا

بخدا من که به اندازه تموم خوبیهاش شرمندشم

هی بهم لطف میکنه

هی من بهش ....

--------

از شرم حضورش تو زندگیم

از تموم بزرگواریش

خدایا چرا این بنده حقیر و پستت و آدم نمیکنی؟

خدایا چرا هی بهش فرصت میدی و تمومش نمیکنی؟

زبونم از قلم افتاد!!!!!!!!!! خدایا

--------

از عطش دیدن رویش طاقتم طاق شده

--------

با خودم گفتم ۴ شنبه رو مرخصی میگیرم و میرم قم

میرم پابوس آقای خوبیها

هر چی دو دو تا کردم نشد

آخه شب وفات مادر وفا بود

آره همین سه شنبه

وفات مادر حضرت عباس (ع) بود

--------

یاد اون روایت افتادم که آقاجونمون عاشق عموی با وفاشه

مگه میشه بری دم در خونش و اسم مادر عموشو ببری و رات نده

--------

این موضوع به دلم جلا داد

قوت قلب گرفتم

عازم جمکرانش شدم

-------------------------------------------------------------------------

اول اتوبان قم دیدم زده ۹۵ تا قم

باورتون شاید نشه یه روضه و سخنرانی عالی از خدا بیامرز مرحوم شیخ احمد کافی که راجع به امام زمان بود گوش کردم ، فکر کردم شاید آروم شم ، دیدم نه عطشم بیشتر شد ، خجالتم بیشتر شد ، سینه زنی گوش کردم دیدم دستام داره از فرمون جدا میشه ، زدم رادیو معارف آروم نشدم ، چندتا فایل صوتی قرائت قرآن زیبا داشتم گوش کردم آروم تر شدم.

-------------------------------------------------------------------------

قبل زیارت رفتم سر قبر مطهر  میرزا جواد آقا ملکی تبریزی رحمه الله علیه اذن حرم بگیرم:

و بعد به رسم ادب و سفارش برخی بزرگان و ادای نماز جماعت رفتم حرم عمه سادات بی بی دو سرا دختر باب الحوائج موسی بن جعفر علیه السلام حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها ، از دور با نوای یا حضرت معصومه مدد زبون گرفتم و اشکم جاری شد ، رفتم حرم ....

چه حرمی ، بگو بهشت

باز اين دل اسيرم ، همش مي گيره بونه
دلم برات تنگ شده خدا ميدونه
بذار بياد زيارت ، اين عاشق ديوونه
بازم برا کفترات بريزه دونه
هر وقت ميام زيارتت ، دلم صفا مي گيره
کبوتر اسير دل ، پيش تو جا مي گيره


*****

صفاي صحن خوشکلت ، برام تمام عشقه
حال و هواي صحن تو ، بي بي مث دمشقه

این اشعار همش تو فکر و زبونم می چرخید:

از غم بانوی بهشت،دلا پر از تاب و تبه
فرشته ها به هم می گن، چقدر شبیه زینبه
سایبون محبتش،همیشه روی سرمه
داد می زنم فدات بشم،تویی غریب فاطمه
كریمه ی آل الله ،فاطمه فاطمه فاطمه
شبیه بین الحرمین،كانون رحمت خدا
از حرم قشنگ تو ،تا حرم امام رضا
صحن و سرای زینتت،اول راه بندگی
مركز علم و معرفت،آخر عشق و زندگی


چی بیشتر از اینكه تویی،عمه صاحب الزمان
از حرم تو می گیرم ، اذن دخول جمكران

بین تو و برادرت،حریم آل مرتضی است
مثل مدینه تا نجف، مثل دمشق و كربلاست
هركی زیارتت كنه ، ساكن جنت خداست
بی بی منم بهشتی كن،بهشت من امام رضااست
--------------------------------------------------------

رفتم به سمت مسجد مقدس جمکران:

خیلی آروم میرفتم تا دیرتر برسم و عطشم و بیشتر کنم

نشسته ام كه بهاري به اين خزان بدهي
به غصه هاي دل من خودي نشان بدهي
دليل غيبت تو اشتباه هاي من است
چقدر جاي من آقا تو امتحان بدهي؟!
نشسته ام به دعا تا ادامه ي غم را
به ما ببخشي و زين پس كمي امان بدهي
سه شنبه ها دل من حال ديگري دارد
چه مي شود كه به آن عطر جمكران بدهي!
چقدر مانده زمان تا زمان آن برسد
كه ما شكسته دلان را دوباره جان بدهي؟
وضو گرفته ام از اشك چشم و منتظرم
خودت بيايي و در كربلا اذان بدهي

از دور گنبد فیروزه ای و دلربائی مسجد و که دیدم اینقدر اشگام زیاد شده بود نزدیک بود یه بار به یه کامیون و یه بارم به یه اتوبوس بزنم

واااااااااای خدای من

چجوری برم تو مسجد

باد سردی میومد

از خجالتم اینقدر دم در میومندم و اذن دخول خوندوم و ...

صدای یا یابن الحسن گفتم حاج مرتضی طاهری میومد

عین آواره ها مثل دیوووونه ها مثل بدبخت بیچاره ها مثل درمونده ها عین جامونده ها

حرف دلم فقط دو جمله بود:

آقا ....

امشب خیلیا برا حاجت اومدن

خیلیا برا مریضشون

خیلیا برا بدهکاریشون

خیلیا برا مشکل مالیشون

خیلیا برا زندانیاشون

خیلیا برا شفا

اما ارباب

بجان مادرتون نرجس خاتون

بجان عمه کریمتون حکیمه خاتون

بجان پدر بزگوارتون امام عسکری

امشب فقط دلم براتون تنگ شده بود اومدم

برا حاجت نیومدم

برا گدائی نیومدم

البته گدای رو ماهتون که همیشه بودیم و هستیم

پس خوندم :

به اذن الله

و به اذن رسول الله

و به اذن امیر المومنین

و به اذن فاطمه الزهرا سیده النساء العالمین

و به اذن حسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنه...

و به اذن مادرتون آقا

و به اذن عمه سادات زینب کبری آقاجون

و به اذن عموت ابالفضل

و به اذن مادر پهلو شکستت

و به اذن صاحب این شب حضرت ام البنین

راهم بده

----------

سره هر بندی صورتم خیس تر میشد

سه تا از خادمها بهم التماس دعا میگفتم

بیشتر بغضم می ترکید

با خودم میگفتم آقا همیشه اینقدر آبرو بهمون میدی

مصداق اون روایتی که میگن:

اگه خدا پرده ستارالعیوبیش رو کنار بزنه

کسی حتی جواب سلام دیگری رو هم نمیده

بیشتر می سوختم

خلاصه رسیدم تا دم در مسجد

با خودم زبون گرفته بودم و داشتم دیووووونه تر میشدم

که خدایا آقام کجاست........

از روی مستی داشتم آتیش میگرفتم

یاد سال ۸۲ که اولین بار چشم ناپاکم به حرم حضرت عباس تو کربلا افتاد و ...

 

10:3
588
ما را ببخـش از عشق تو دیوانه نیستیم
بَقِیَّةُ اللّهِ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ ومَا أَنَاْ عَلَیْکُم بِحَفِیظٍ (سوره هود آیه 86)

عمریست لحظه لحظه دلم بی قرار توست

چشمم به راه مانده و در انتـــظار توست

انــگار روح از بدنـــم پر کشیـده است

یک جسم بی تحرک و جانم کنـار توست

بی تــو دلــم شـبیه دل بی قــرار ها

دارم در انتـــظارت از او انتــــظارها

ما آن قبیــله ایم که محـروم مانده ایم

مــانند قصـــه پسر مهـــزیارهـــا

خورشیـــد آسمــان، ز پس ابر در بیا

دندان گذاشتیـــم به روی جگــر بیا

جاده به هر کجا که تویی پهن می کنیم

دلواپسیـــم تو را به خــدا زودتر بیا

من که مسافــر سفــر جمکرانییــم

اصلا فـدای بی کسیــه تو جوانییــم

گریه برای غربت چشـمت وظیفه است

دنبال اشکهـای امــــام زمانییـــم

ما را ببخـش از عشق تو دیوانه نیستیم

با زائران چشم تو بیــگانه نیستیــم

از صبــح شنبه تا شب جمــعه بیا بیا

جمــعه برای آمــدنت خانـه نیستیم

ما مرده ایم در تنمـان جان درست کن

بی معجزه بیــا و مسلمـان درست کن

مــا پشت رد پای شمــا راه می رویم

از مـا عزیز فاطمه، سلمـان درست کن

چشمم به غیر گریه به کـاری نمی رسد

یاری سراغ بی کس و کــاری نمی رسد

تا قبله کنج خیمه صحـرا نشسته است

کعبـه به داد سجده گـذاری نمی رسد

ما را بــرای نوکرییــت انتخــاب کن

با رحمت سـراسـرییـت انتخــاب کن

زهرا مرا بـرای حسینش خــریده است

با حسن چشـم مـادرییت انتخـاب کن

شاعر ؛ صابر خراسانی