|
سومین همایش 'طبیب روحانی و بزرگداشت علامه حسنزاده آملی' صبح امروز با حضور رئیس قوه قضائیه، علامه حسنزاده آملی و رئیس دانشگاه علوم پزشکی تهران در دانشگاه علوم پزشکی تهران برگزار شد
اسماعیل منصوری لاریجانی: بهم خوردن اعتدال نفس و جسم، باعث بروز بیماری میشود و هرکس از مسیر اعتدال خارج شد باید خود را بیمار تلقی کند/ ذکر خدا و طبیب روحانی بیمار را به مسیر اعتدال باز میگردانند رئیس دانشگاه علوم پزشکی تهران: ما طبیبان جسمانی نیاز بیشتری به طبیب روحانی داریم تا از معرفت واقعی دور نشویم/ طبیبان جسمانی باید در کنار طبیبان روحانی به درمان بیماریهای جسمی و روحی بپردازند در طی یک مراسم عزاداری در ضریح حضرت خوله (سلام الله علیها)واقع در "بعلبک" لبنان ، ناگهان از دیوار های قبر خون سرازیر شد و پس از گذشت لحظاتی از اطراف ضریح نیز خون جاری شد.پس از این ماجرا صدها نفر از دوستداران اهل بیت (علیهم السلام) برای دیدن این صحنه به این ضریح شریف آمدند.
SHIA-NEWS.COM شیعه نیوز: به گزارش «شیعه نیوز»، دیروز یکشنبه در طی یک مراسم عزاداری در ضریح حضرت خوله (سلام الله علیها) دختر امام حسین (علیه السلام) واقع در "بعلبک" لبنان ، ناگهان از دیوار های قبر خون سرازیر شد و پس از گذشت لحظاتی از اطراف ضریح نیز خون جاری شد. پس از این ماجرا صدها نفر از دوستداران اهل بیت (علیهم السلام) برای دیدن این صحنه به این ضریح شریف آمدند. حوادثی از این دست اخیرا در حال افزایش است به نحوی که مدتی پیش نیز تربت امام حسین (علیه السلام) در موزه ی کربلا تبدیل به خون شد. بعد از شهادت جانسوز حضرت سید الشهدا (علیه السلام) در کربلا، یزیدیان؛ دختران و زنان اهل بیت (علیهم السلام) را به اسارت گرفته و از کربلا به کوفه و سپس به شام بردند. اهل بیت امام حسین (علیه السلام) در مسیر شام از شهرهای مختلف از جمله حمص و حلب و حماة و بعلبک عبور کردند. سیده خوله دختر امام حسین (علیه السلام) در شهر بعلبک رحلت کرده و پیکر مطهرش را در همین شهر به خاک سپردند. هم اکنون مرقد مطهر ایشان زیارت گاه عاشقان و شیعیان در این منطقه است. ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
سومین دوره همایش طبیب روحانی با مشارکت بسیج ادارات دانشگاه تهران این بار با محوریت آیت الله حسن زاده آملی ُبا حضور ریاست محترم سازمان بسیج جامعه پزشکی تهران بزرگ، ریاست محترم دانشگاه تهران، ریاست محترم قوه قضائیه، مسئول نهاد رهبری دانشگاه تهران، معاونت فرهنگی دانشگاه تهران و تنی چند از مسئولین کشوری و لشکری برگزار میگردد.
زمان: پنجشنبه 26 اردیبهشت، ساعت 8 الی 12 مکان: تهران، بلوار کشاورز، خیابان قدس، دانشگاه علوم پزشکی تهران، سالن آمفی تئاتر [دانلود الهی نامه علامه حسن آملی]
شعر: این نبش قبر، عقده ی دیرینه ی شماست مسعود یوسف پور در جديدترين سروده خود را به موضوع نبش قبر حجر ابن عدي توسط جريان سلفي فعال در سوريه اختصاص داده است: این نبش قبر، عقده ی دیرینه ی شماست
این ها گواهِ جنگ علیه خودِ خداست وهاّبیان پست! چرا بس نمی کنید اندازه ی خصومت یک قوم تا کجاست؟ گیرم که نبش قبر کنیدش، چه فایده؟ دیگر مزارِ ابن عدی در قلوب ماست ... "یک عده آمدند پی نبش قبر"، آه این حرفها چقدر برای من آشناست تاریخ چند صفحه ورق خورد تا رسید آنجا که دور قبر غریبی سر و صداست ... تا نبش قبر فاطمه راهی نداشتند دیدند ذوالفقار به دستان مرتضاست ذهنم دوباره رفت به جایی شبیه این حرف مدینه نیست دگر، حرف کربلاست ده نیزه دار دور و برِ قبر کوچکی حلقه زدند... لشگر دشمن چه بی حیاست حالا رباب مانده و یک شیرخواره که مثل سرِ حسین، سرش روی نیزه هاست...
تروریستهای وهابی در جدیدترین جنایت خود در سوریه اقدام به نقش قبر یکی از اصحاب
خاص حضرت امام علی(ع) نمودند.
مولاي من! تو را امام غريب مينامند، ميدانم بد ميزباني
بودند و در مهماننوازي وفا نكردند.
مولاي من! بعد از گذشت روزگار، حال تو ميزبان ما هستي؛ تو ميزبان گريهها و نيازها؛ غمها و دلتنگيهاي ما هستي. تو كه غريبي را احساس كردهاي! حال غريبهها به آستان كرم تو چشم دوختهاند و به دستان پر مهرت توسل كردهاند. مولاي من! ميخواهم از زائراني بگويم كه جاده به جاده و شهر به شهر گذشتهاند تا نفسي مهمان شوند و از مي عشق تو بنوشند. مولاي من! ميخواهم از سنگفرش آستان مقدّست بگويم كه سجدهگاه قدوم مهمانانت شده است؛ از كبوتران عاشقي كه گرداگرد حرم پاك تو ميچرخند و تو را طواف ميكنند؛ از نسيم بگويم كه بيرق گنبدت را بوسهاران ميكند و عطر دلرباي تو و اشك تمناي زائرانت را به اوج افلاك ميبرد. مولاي من! ميخواهم از آسمان بگويم كه هر روز نه، هر ساعت نه، هر لحظه و ثانيه از تو جان ميگيرد و در پيشگاه شكوه تو جان ميدهد. اي آفتاب مهرباني! ميخواهم از خورشيد بگويم كه هر طلوع با انوار خود به پنجره فولاد تو چنگ ميزند و از ضريح تو نور ميگيرد. اي حجت خدا ! خوش به حال جاده كه از قدوم زائرانت بغض تنهايي خود را ميشكند و خاك پايشان را به سينه زخمآلود خود ميزند كه عمري است از طواف تو جا مانده است. خوش به حال رواقها، درها و ديوارهايي كه از نفس مهمانانت پَِر ميگيرند و به ضريح پاك تو ميرسند.خوش به حال منارهها وكاشيها! حال اي شمسالشموس، از راه دور به ميعادگاه عاشقي تو چشم دوختهايم تا از جام كرامتت جرعهاي بنوشيم. ما را بينصيب مگردان!
کفترا پر بزنین به دور گنبد طلا مشهد آن شهر علی موسی الرضا زآستان رضا سرخط امان دارم بر در دوست به امید پناه آمدهایم هر چند حال و روز زمین و زمان بد است غم های زمانه ام که بی حد باشد السلام ای حضرت سلطان عشق خورشید به من بتاب و تطهیرم کن ای صفای حرمت بیشتر از کوی بهشت زائری بارانی ام، آقا به دادم میرسی؟ بـاز عنـایت شــده لـطـف خـدا / باز شــدم زائـــر کـوی رضــــا زائرین قبله ی هفتم رضا هستیم و حال امروز که سر بر حرمت می آیم شمع جمع شاپرکهایی رضا باز عنایت شـده لطف خدا حاشا که سر از پای رضا برداریم
جمع کثیری از زائران و عاشقان اهلبیت(ع) به زیارت امام هشتم میروند از این رو بر
آن شدیم تا توصیههای حضرت آیتالله العظمی محمدتقی بهجت(ره) را از کتاب «برگی از
دفتر آفتاب» در باب زیارت این امام همام ذکر کنیم تا انشاءالله سفری پربار و معنوی
برای زائران رقم بخورد. ۱- زیارت شما قلبی باشد. در موقع ورود
اذن دخول بخواهید، اگر حال داشتید به حرم بروید. هنگامی که از حضرت رضا علیهالسلام
اذن دخول میطلبید و میگویید:
آداب زيارت امام رضا عليه السلام ۱- معرفت و شناخت امام(ع)
با سلام و احترام نمیدونم اصلا درسته بنویسم یا ... چند روز بود خیلی دلم جمکرانی بود خیلی دلم هوس زیارت امام زمانمون رو کرده بود یادتونه کی رو میگم از کدوم بزرگوار میگم همون که همش به لفظ ازش دم میزنیم همون که براش به سینه و سر میزنیم همون که میگم آقا این کار خیر برای تو همون که براش نذری میدیم خلاصه بگم صاحب العصر و الزمان عجل الله تعالی فرج الشریف --------- همون امام خوبیها همون عزیز دل زهرا بخدا من که به اندازه تموم خوبیهاش شرمندشم هی بهم لطف میکنه هی من بهش .... -------- از شرم حضورش تو زندگیم از تموم بزرگواریش خدایا چرا این بنده حقیر و پستت و آدم نمیکنی؟ خدایا چرا هی بهش فرصت میدی و تمومش نمیکنی؟ زبونم از قلم افتاد!!!!!!!!!! خدایا -------- از عطش دیدن رویش طاقتم طاق شده -------- با خودم گفتم ۴ شنبه رو مرخصی میگیرم و میرم قم میرم پابوس آقای خوبیها هر چی دو دو تا کردم نشد آخه شب وفات مادر وفا بود آره همین سه شنبه وفات مادر حضرت عباس (ع) بود -------- یاد اون روایت افتادم که آقاجونمون عاشق عموی با وفاشه مگه میشه بری دم در خونش و اسم مادر عموشو ببری و رات نده -------- این موضوع به دلم جلا داد قوت قلب گرفتم عازم جمکرانش شدم ------------------------------------------------------------------------- اول اتوبان قم دیدم زده ۹۵ تا قم باورتون شاید نشه یه روضه و سخنرانی عالی از خدا بیامرز مرحوم شیخ احمد کافی که راجع به امام زمان بود گوش کردم ، فکر کردم شاید آروم شم ، دیدم نه عطشم بیشتر شد ، خجالتم بیشتر شد ، سینه زنی گوش کردم دیدم دستام داره از فرمون جدا میشه ، زدم رادیو معارف آروم نشدم ، چندتا فایل صوتی قرائت قرآن زیبا داشتم گوش کردم آروم تر شدم. ------------------------------------------------------------------------- قبل زیارت رفتم سر قبر مطهر میرزا جواد آقا ملکی تبریزی رحمه الله علیه اذن حرم بگیرم: و بعد به رسم ادب و سفارش برخی بزرگان و ادای نماز جماعت رفتم حرم عمه سادات بی بی دو سرا دختر باب الحوائج موسی بن جعفر علیه السلام حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها ، از دور با نوای یا حضرت معصومه مدد زبون گرفتم و اشکم جاری شد ، رفتم حرم .... چه حرمی ، بگو بهشت باز اين دل اسيرم ، همش مي گيره بونه
صفاي صحن خوشکلت ، برام تمام عشقه این اشعار همش تو فکر و زبونم می چرخید: از غم بانوی بهشت،دلا پر از تاب و تبه
رفتم به سمت مسجد مقدس جمکران: خیلی آروم میرفتم تا دیرتر برسم و عطشم و بیشتر کنم نشسته ام كه بهاري به اين خزان بدهي از دور گنبد فیروزه ای و دلربائی مسجد و که دیدم اینقدر اشگام زیاد شده بود نزدیک بود یه بار به یه کامیون و یه بارم به یه اتوبوس بزنم واااااااااای خدای من چجوری برم تو مسجد باد سردی میومد از خجالتم اینقدر دم در میومندم و اذن دخول خوندوم و ... صدای یا یابن الحسن گفتم حاج مرتضی طاهری میومد عین آواره ها مثل دیوووونه ها مثل بدبخت بیچاره ها مثل درمونده ها عین جامونده ها حرف دلم فقط دو جمله بود: آقا .... امشب خیلیا برا حاجت اومدن خیلیا برا مریضشون خیلیا برا بدهکاریشون خیلیا برا مشکل مالیشون خیلیا برا زندانیاشون خیلیا برا شفا اما ارباب بجان مادرتون نرجس خاتون بجان عمه کریمتون حکیمه خاتون بجان پدر بزگوارتون امام عسکری امشب فقط دلم براتون تنگ شده بود اومدم برا حاجت نیومدم برا گدائی نیومدم البته گدای رو ماهتون که همیشه بودیم و هستیم پس خوندم : به اذن الله و به اذن رسول الله و به اذن امیر المومنین و به اذن فاطمه الزهرا سیده النساء العالمین و به اذن حسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنه... و به اذن مادرتون آقا و به اذن عمه سادات زینب کبری آقاجون و به اذن عموت ابالفضل و به اذن مادر پهلو شکستت و به اذن صاحب این شب حضرت ام البنین راهم بده ---------- سره هر بندی صورتم خیس تر میشد سه تا از خادمها بهم التماس دعا میگفتم بیشتر بغضم می ترکید با خودم میگفتم آقا همیشه اینقدر آبرو بهمون میدی مصداق اون روایتی که میگن: اگه خدا پرده ستارالعیوبیش رو کنار بزنه کسی حتی جواب سلام دیگری رو هم نمیده بیشتر می سوختم خلاصه رسیدم تا دم در مسجد با خودم زبون گرفته بودم و داشتم دیووووونه تر میشدم که خدایا آقام کجاست........ از روی مستی داشتم آتیش میگرفتم یاد سال ۸۲ که اولین بار چشم ناپاکم به حرم حضرت عباس تو کربلا افتاد و ...
بَقِیَّةُ اللّهِ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ ومَا
أَنَاْ عَلَیْکُم بِحَفِیظٍ (سوره هود آیه 86)
عمریست لحظه لحظه دلم بی قرار توست چشمم به راه مانده و در انتـــظار توست انــگار روح از بدنـــم پر کشیـده است یک جسم بی تحرک و جانم کنـار توست بی تــو دلــم شـبیه دل بی قــرار ها دارم در انتـــظارت از او انتــــظارها ما آن قبیــله ایم که محـروم مانده ایم مــانند قصـــه پسر مهـــزیارهـــا خورشیـــد آسمــان، ز پس ابر در بیا دندان گذاشتیـــم به روی جگــر بیا جاده به هر کجا که تویی پهن می کنیم دلواپسیـــم تو را به خــدا زودتر بیا من که مسافــر سفــر جمکرانییــم اصلا فـدای بی کسیــه تو جوانییــم گریه برای غربت چشـمت وظیفه است دنبال اشکهـای امــــام زمانییـــم ما را ببخـش از عشق تو دیوانه نیستیم با زائران چشم تو بیــگانه نیستیــم از صبــح شنبه تا شب جمــعه بیا بیا جمــعه برای آمــدنت خانـه نیستیم ما مرده ایم در تنمـان جان درست کن بی معجزه بیــا و مسلمـان درست کن مــا پشت رد پای شمــا راه می رویم از مـا عزیز فاطمه، سلمـان درست کن چشمم به غیر گریه به کـاری نمی رسد یاری سراغ بی کس و کــاری نمی رسد تا قبله کنج خیمه صحـرا نشسته است کعبـه به داد سجده گـذاری نمی رسد ما را بــرای نوکرییــت انتخــاب کن با رحمت سـراسـرییـت انتخــاب کن زهرا مرا بـرای حسینش خــریده است با حسن چشـم مـادرییت انتخـاب کن شاعر ؛ صابر خراسانی |